تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠

قوله : ثم الظاهر :

از آنجا كه خيار ما يفسد من يومه فردى از افرادخيار تأخير شد ، طبعاً همان شروطى كه در خيارتأخير بود ( چهار شرط اساسى كه مورد قبول شيخ‌اعظم واقع شد ) در اينجا هم مطرح است ومخصوصاً شرط چهارم ( مبيع عين شخصى يا شبه‌عين باشد ) كه اگر چه در آنجا جاى تأمل داشت و باقرائنى ثابت كرديم كه تأمّل بى جا است ولى دراينجا جاى كمترين تأمّلى نيست و به طور حتم وجزم بايد گفت : اين شرط معتبر است ( زيرا عين‌خارجى با شبه عين است كه قابليّت دارد تا باگذشت يك روز فاسد شود و گرنه كلّى در ذمّه ، صدسال هم بماند يك امر اعتبارى است و فساد وخرابى در آن راه ندارد . )

قوله : و حكم الهلاك :

در خيار تأخير مصطلح ( تا سه روز ) مسائلى مطرح‌بود كه اينجا هم مطرح است : يكى مسأله‌مسقطات خيار بود كه كه اينجا هم هست . يكىمسأله فور و تراخى بود كه اينجا نيز مىآيد . وسوّمى مسألهء تلف مبيع قبل از قبض بود كه دراينجا نيز مطرح است و اگر پس از يك روز و قبل ازقبض ، متاع هلاك شد ، بايع ضامن است به همان‌دلايلى كه آنجا بود و عمدتاً حديث نبوى بود « كل‌مبيع تلف قبل قبضه . . . . » و اگر در ظرف يك روز كه‌بيع لازم است ولى هنوز مبيع قبض نشده تلف شدباز مشهور مىگويند : بايع ضامن است . و عدّه‌اىكه در آن‌جا مشترى را ضامن مىدانستند طبعاً دراينجا هم همان حرف را مىزنند پس الكلام‌الكلام .

قوله : ثم انّ المراد :

فساد به معناى حقيقى كلمه عبارتست از اينكه‌چيزى كلًاّ خراب و فاسد و ضايع شود و از حيّزانتفاع بيفتد و يا هلاك و نابود شود . ولى در اينجامراد از « ما يفسد من يومه » فساد بدين معنى نيست‌زيرا مورد خيار « ما يفسد » ميوه‌ها و سبزىها است‌كه غالباً با گذشت يك روز كلًاّ فاسد و خراب‌نمىشوند بلكه تغيير مىكنند و تازگى و طراوت‌خود را از دست مىدهند نه اين كه فاسد شوند . پس براى اينكه خروج مورد لازم نيايد مىگوئيم : مراد از فساد به معناى اعم كلمه است كه شامل‌تغييرات مزبور هم مىشود .