موجب ضرر شد صبر لازم نيست و بيع خيارىمىشود ، پس اگر تا شب خراب مىشود مقدارىقبل از غروب خيار مىآيد ، و اگر تا نصف روزخراب مىشود مدّتى پيش از نصف روز خيارمىآيد و . . . .
قوله : لكن ظاهرالنص :
اين فراز استدراك از فتواى اخير ما است : ماگفتيم : اگر تا شب فاسد مىشود ، مدّتى قبل از آنخيار مىآيد ولى ظاهر روايت مرسلهء مذكور ايناست كه تا شب صبر كند و اوّل شب خيار مىآيد ، در حالى كه اوّل شب متاع فاسد شده و به دردنمىخورد و اعمال خيار براى جبران ضرر استبدين سان قابل جبران نيست . پس ظاهر نصچندان معقول به نظر نمىرسد .
قوله : لكن المراد :
استدراك از « لكن ظاهر النص » است و درصددتوجيه ظاهر نص است كه منظور از « ما يفسد منيومه » يعنى گذشت يك شبانه روز مُفسد است ومراد از « يوم » خصوص قطعهاى از زمان در قبال « ليل » نيست بلكه اعّم از شب و روز است و منظوراين نيست كه به محض دخول شب ، فاسد مىشودبلكه منظور اين است كه اگر شب هم بماند ، خراب مىشود و در واقع دخول « ليل » مفسدنيست بلكه مبيت و بيوته كردن و ماندن در شبمفسد است : اگر مراد اين شد ، مورد حديث جائىخواهد بود كه با فرا رسيدن شب نيز هنوز قابلانتفاع است و طبعاً در چنين موردى از اوّل شبخيار تأخير مىآيد .
قوله : و لاجل ذلكعبّر :
از اينجا تا فراز بعدى يعنى « ثمّ الظاهر . . . » خلاصهاش اين است كه :
با اينكه مقصد و مقصود همگان روشن است كه در اين گونه موارد تا يك روز بيع لازم است و پس از آن جايز و خيارى مىشود ، و اين مطلب اجماعىاست ، معذلك تعبيرات فقهاء در اين باب مختلفو مضطرب است ، بهترين تعبير از شهيد در دروسو صدوق در من لا يحضره الفقيه است كه شهيدفرموده : « خيار ما يفسده المبيت . . . . » « 1 » يعنى خيارچيزى كه بيتوته و شب تا صبح ماندن مفسد آناست ( نه اصل دخول شب )
هامش
( 1 ) . دروس ، ج 3 ، ص 274 .