طبعاً خيار هم از اوّل شب حادث مىشود . وصدوق فرموده : در اشيائى كه يك روز بمانندفاسد مىشوند مثل سبزيجات ، خربزه ، ميوهها ، عهدهء بايع يك روز تا شب است ( منظور عهدهءضمان نيست زيرا عهدهء ضمان پس از شب همهست و تا وقتى قبض نداده ضامن است ، بلكهمراد عهدهء لزوم صبر و وفا به عقد و حفظ مبيعبراى مشترى است كه بايد اين كار را بكند . ) اين نيزبه وضوح مىفهماند كه خيار از شب مىآيد و درطول روز خيارى نيست . « 1 » البته مرحوم شيخ حرّ عاملى در وسائل اينجمله را به صورت روايت زراره از امام نقل كردهاست « 2 » ولى در كتاب صدوق كلمهء « و قال . . . . » ندارد و احتمال دارد كه فتواى خود صدوق باشد . ولى ديگران تعبيرشان نارسا است و بعضىگفتهاند : در اين گونه موارد يك روز خيار هست « كان الخيار فيه يوماً » و مطلق آوردهاند و بعضىغايت را ذكر كرده و گفتهاند : « الخيار الى الليل » ، وظاهرشان اين است كه از اوّل صبح تا شب خيارهست در حالى كه اين بر خلاف اجماع است وقطعاً مراد اين جماعت هم نيست ، ولى اينان دراين تعبير از كلام شيخ طوسى در نهايه پيروىكردهاند كه صريحاً فرمود : « كان الخيار فيه يوماً » و چون بر خلاف اجماع است بايد كلام شيخ راتوجيه كرد كه منظورش از خيار ، خيار تأخيرمصطلح نيست كه براى بايع پس از يك روز ثابتمىشود ، بلكه منظور خيار به معناى لغوى يعنىاختيار است كه پس از معامله ، مشترى مختار است تا يك روز ثمن را تأخير بياندازد و پس از آنمختار نيست و گرنه بيع در طول روز حتماً لازماست و خيارى نيست و روشن است .
حال كلام شيخ را توجيه كرديم ولى متأخرينكه كلمهء خيار را در خيار مصطلح به كار مىبرندتوجيهى براى كلامشان نيست و صرف متابعت ازتعبير شيخ طوسى هم وجه موجّهى نخواهد بود و بهتر بود تعبير را عوض كنند و مثل دروس وصدوق تعبير كنند و على كلّ حالٍ مقصد كاملًاواضح و روشن است .
هامش
( 1 ) . من لا يحضر ، ج 3 ، ص 203 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، صض 359 ، باب 11 ، حديث 2 .