تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
مانعى دارد كه ما نحن فيه از اين قبيل باشديعنى پس از تأخير سه روز و نياوردن ثمن اگر بايع‌فسخ نكرد و مطالبهء ثمن نمود ، نشانهء رضايت به‌ضرر و التزان به بيع باشد ؟ در پاسخ مىگوئيم : قياس مع الفارق است زيراضررى كه در بيع غبنى و مانند ان مطرح است ، ضرر سابق است يعنى ضررى كه با خود عقد بيع‌حادث شده و از اوّل طرف مغبون و متضرّر شده و با اين وصف اگر بعداً فهميد و فسخ نكرد ، علامت‌رضا و التزام است ، ولى ضررى كه در خيار تأخيرمطرح است ضرر مستقبل است و تأخير ثمن وسپس مطالبهء بايع ، هرگز علامت رضا به ضررمستقبل و بدنبالش التزام به بيع نيست بلكه چه بسابراى دفع ضرر بيشتر است ( و حدّ اكثر يك‌رضايت تعليقى در كار است كه اگر مشترى ثمن راداد راضىام و گرنه فسخ خواهم كرد . )

قوله : و بالجمله :

حاصل بحث در اين مسأله آن است كه مطالبه‌موجب سقوط خيار تأخير نيست اگر هم چيزىمسقط خيار باشد ، اسقاط قولى بايع يا شرطسقوط در متن عقد است كه علامت رضايت به‌ضرر استقبالى و التزام به بيع مىباشند ، و يا بذل‌ثمن از سوى مشترى و اخذ ثمن از سوى بايع‌است كه موجب دفع ضرر مستقبل بوده و رافع‌خيار تأخير هستند .

قوله : و ما تقّدم :

اين فراز نيز دفع دخلى است كه اگر كسى بگويد : قبلًا در خيار حيوان و شرط و غبن گذشت كه : هرچيزى كه علامت رضايت ذى الخيار به معامله‌باشد ، موجب سقوط خيار است ( كبرى ) وصغراى آن هم اين باشد كه مطالبهء ثمن هم علامت‌رضا است ، پس بايد مسقط باشد . حال چه مانعىدارد كه ما نحن فيه از اين قبيل باشد ؟ ) در جواب‌مىفرمايد : اوّلًا قياس مع الفارق است زيرا در خيارات‌قبلى ، خود عقد سبب خيار بود ( منشأش هر چه‌باشد ، تضرّر طرف به لزوم عقد باشد مثل باب‌خيار غبن ، يا صرف تعبّد باشد مثل باب خيارحيوان و يا جهات ديگر ) و پس از علم و اطلاع ازغبن و تخلّف شرط ، اگر فسخ نكرد علامت رضابود ولى در ما نحن فيه خود عقد سبب الخيارنيست ، تأخير خاص يعنى تأخير ثمن تا سه روزسبب خيار است و مطالبه يا حتى سكوت و فسخ‌نكردن پس از سه روز ، علامت رضا نيست زيراشايد به اميد آوردن پول منتظر مانده