قوله : و لو فرض :
اگر شما بگوئيد : پس از بذل ، ضرر از حالا به بعدمنتفى است ولى ضرر پيش از بذل ، به حال خودباقى است و بدان لحاظ « لا ضرر » حكم به خيارمىكند . خواهيم گفت : اوّلًا دو سه ساعت يا نصفروز بعيد است موجب ضرر باشد ، و ثانياً بر فرضكه پيش از بذل در آن مدّت كوتاه ضررى باشد ولىموجب خيار پس از بذل نمىشود زيرا خيار تأخيربراى جبران ضررهاى آتيه و مستقبل است وگرنهضررهاى ماضى كه با بذل جبران نمىشود ، و ضرر مستقبل هم على الفرض با بذل ، تدارك شدهپس هيچ بهانهاى براى اجراء « لا ضرر » و حكم بهخيار نيست .
وله : و دعوى :
مقدّمه : بحثى در اصول بود مبنى بر اينكه عناويندو دسته است : برخى از عناوين به گونهاى استكه يك آن كه حادث شد حكم مىآيد و در بقاء واستمرار ولو عنوان ، فعلى نباشد ولى حكم كماكانباقى است ، مثل عنوان سارق ، زانى ، قاتل ، شارب الخمر و . . . . . در اينجا حدوث عنوان ، علّتِحدوث و بقاء حكم است ، و بقاء حكم دائر مداربقاء عنوان نيست . و برخى عناوين به گونهاى بودكه حدوثاً و بقائاً ، حكم دائر مدار صدق عنوان بودمثل عنوان مجتهد ، عادل و . . . . كه مادام مجتهدتقليدش جايز است ، و . . . . حال كسى ادّعا كند كهعنوان لا ضرر از دسته اوّل است و نفس حدوثضرر ولو آناًمّا سبب حدوث خيار مىشود و درادامه صدق ضرر لازم نيست و لو عنوان ضرر هممنتفى باشد باز حكمش كه خيار باشد باقى است ، بنابر اين پس از بذل هم ، خيار تأخير باقى است ولو خود ضرر منتفى است .
در جواب مىگوئيم : به اتّفاق كلمه ، احكامشرعيّهاى كه بر عنوان نفى ضرر مترتب است و « لاضرر » آنها را ثابت مىكند ( خيار ، جواز تيمّم ، جواز افطار و . . . . ) حدوثاً و بقائاً دائر مدار صدقعنوان ضرر است و در ادامه هم مادامى كه ضررفعلى باشد حكم هست و همين كه ضرر منتفىشد ، حكم هم منتفى است و على الفرض با بذلثمن ، ضرر استقبالى كه موجب خيار بود منتفىاست پس خود خيار هم كه حكم بود منتفىمىشود . و جاى استصحاب نيست زيرا شكنداريم تا استصحاب كنيم بلكه يقين به عدمداريم .