قاطعيّت مىفرماييد : « بل لم يوجد » ؟ وانگهىبر فرض كه يافت نشود ولى واژهء بيّع ، مفرد بيّعاناست و استعمالش قياسى است و مانعى ندارد ولوسابقه نداشته باشد . )
ب : اصولًا تشديد داشتن امر زيادى است و اگرشك كنيم از اصل عدم تشديد ، استفاده مىكنيم ( و حكم به بَيْعَهُ مىكنيم ) همانطور كه شهيد ثانىدر شرح لمعه در قواطع نماز فرموده : يكى ازقواطع ، بكاء و گريه براى دنيا و فقدان عزيزان استو بحثى است كه آيا « بكاء » با الف ممدوده ( گريهء باصدا ) ، قاطع است يا بكا به قصر ( گريه بى صدا ) هم مبطل است ؟ در روايت كلمهء « بكاء » آمده و شك داريم كه امام با الف ممدوه فرموده يامقصوره ؟ از اصالة عدم المدّ استفاده كرده و حكمبه مقصوره بودن ، كرده و گريهء بى صدا را هم قاطعمىدانيم .
( جا دارد بگوئيم : اوّلًا اصل مزبور مثبت است وحجّت نيست و ثانياً اگر « بيعه » را تشديد ندهيم بايدكلمهء « قبّضه » را تشديد دهيم و در ناحيهء « قبّض » شك در تشديد داريم و اصل عدم تشديد با اصلعدم تشديد در ناحيه « بيعه » تعارض و تساقطمىكنند ، اينها خيلى دليل قرص و محكمىنيست . )
به هر حال از ديدگاه شيخ اعظم ، قرائتِ « قبّضبيعه » درست است و به حكم اين جمله ، شرط اوّلرا قبول دارند .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 424
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٢٤