به بطلان توقّف كرده « 1 » ، فاضل سبزوارى دركفاية الاحكام بطلان را تقويت كرده « 2 » ، صاحبحدائق به بطلان جازم و قاطع شده و به جنابعلّامه عليه السلام طعنه زده كه : ايشان در كتاب مختلفاعتراف كرده كه روايات ظهور در بطلان دارند ومعذلك مختار مشهور را برگزيده و طرفدار صحّتو جواز شده و روايات را بر نفى لزوم حمل كرده نهنفى صحّت و استدلال هم كرده به اينكه : قبل از سهروز عقد صحيح بود ، پس از آن هم صحّت عقدباقى است ( استصحاب صحّت . ) « 3 » صاحبحدائق فرموده : چطور شما با قبول ظهور رواياتدر بطلان ، مخالفت كرده و فتوا به نفى لزومدادهايد ؟ ! « 4 »
قوله : اقول :
شيخ اعظم در مقام قضاوت مىفرمايد : اصلظهور روايات در فساد و بطلان بيع ، بجا است وقابل انكار نيست ( به بيانى كه در فراز قبل گذشت ) ولى به دو دليل نظر مشهور را تقويت كرده وروايات را بر نفى لزوم حمل مىكنيم نه بر نفىصحّت :
1 - فهم علماء : چنان كه ديديم مشهور فقهاء ازاين روايات ، نفى لزوم را فهميدهاند و اين مطلب ، معناى مذكور ( نفى لزوم ) را كه رأى مشهور بود بهواقع نزديك مىسازد و باعث مىشود كه از ظهوراخبار در فساد و بطلان ( نفى صحّت ) ، صرف نظركرده و بر نفى لزوم حمل كنيم .
( البته فهم مشهور اگر مستند به قرينهء خارجىاست بايد از آن باخبر شده و آن را ملاحظه كنيم و اگر مستند به ظاهر خود اين اخبار است ، ما ازظاهر اينها بطلان را مىفهميم و تعبّدى هم در قبالفهم مشهور نداريم و شاهدش مخالفت علّامه ومتأخرين با رأى مشهور قدماء در منزوحات بئراست كه به عقيدهء قدماء ، آب چاه در حكم آبقليل بود و به مجرّد ملاقات با نجس متنجّسمىشد و براى هر شيئى نجسى كشيدن مقدارى ازآب چاه ، لازم بود تا پاك شود ولى به عقيدهءمتأخرين آب چاه در حكم آب جارى است و نجس نمىشود و نزح مقادير معيّن مستحب استنه لازم . )
2 - ظهور تعبيرى كه در اكثر روايات باب آمده ، بيان مطلب : در سه روايت از چهار
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة ، ج 8 ، ص 405 .
( 2 ) . كفاية الاحكام ، ص 92 .
( 3 ) . مختلف ، ج 5 ، ص 71 .
( 4 ) . حدائق ، ج 19 ، ص 47 .