8 - اگر كسى مدعّى نسيان و فراموشى باشد ( ولى ناسى بودن او محرز نيست ) آيا ادعّاى اومسموع است ؟ مىفرمايد : محلّ نظر و تأمل استيعنى دو وجه راه دارد :
الف : خير مسموع نيست زيرا اولًا او مدعّىاست و بايد بينّه بياورد و ثانياً اصل بر ذكر و التفاتاست نه بر نسيان ، و به احتمال نسيان اعتنانمىشود .
ب : آرى مسموع است زيرا نسيان و التفات ازامور قلبى و باطنى است كه جزاز ناحيهء خودشخص شناخته نمىشود و اقامهء شاهد بر آنمتعذّر است و در چنين مواردى ادعّاى او مسموعاست .
9 - اگر كسى شاكّ ( جاهل به جهل بسيط كهالتفات دارد و احتمال غبن يا خيار يا فوريّتمىدهد ) و مىتواند بپرسد و نپرسيده ، آيا معذوراست ؟ اوّل مىفرمايد : ، اين نيز معذور است زيرامتضرر شده و « لاضرر » مىگيرد . ولى بعداً احتمالمىدهند كه معذور نباشد چون به محض التفاتدر زمان اول مىتوانست فسخ كند و بعداً بپرسد كهشرعاً درست بوده يا نه ، فسخ خيلى مؤونه ندارد و از اينكه سستى كرده و فسخ ننموده پس معذورنيست ، و شايد « فافهم » اشاره به اين باشد كه تأخيرانداختن شاك به معنى رضايت بع معامله و اقدامبه ضرر نيست تا معذور نباشد شايد به احتمالاينكه خيار ندارد يا فورى نيست تأخير انداخته ، پس معذور است .
10 - اگر كسى ادعّاى شك و جهل بسيط كندهمان دو وجه در ادعّاى نسيان مىايد ولى مرحومشيخ اين فرض را هم تعرّض نكردهاند .
پايان مباحث خيار غبن
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 416
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤١٦