تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
فهميد كه مغبون شده ، معامله را فسخ مىكند وبدنبال آن باز شركت حاصل مىشود ( فكذلك‌يعنى اصل شركت مىآيد ) ولى شركت در چه‌چيزى ؟ و به چه كيفيّتى ؟ سه احتمال در آن مطرح‌است : الف : در خود عين خارجى گندمها شريك‌است و به نسبت مساوى هم شركت دارد يعنى اگرمثلًا يك من گندم را با يك من ديگر ممزوج كرده ، هر كدام مالك يك منِ مشاع است و بايد غابن يك‌من را جدا كند و به مغبون بدهد ، ولى از آنجا كه‌گندم خوب و عالى در سايهء امتزاج با گندم پست يامتوسّط از قيمتش كاسته شده و اگر مثلًا به تنهائىچهار درهم ارزش داشت حالا سه درهم ارزش‌دارد ، اين نقص و كاستى را هم غابن جبران كند و در واقع يك من گندم و يك درهم به مغبون‌بپردازد . ( البتّه اين از جهتى ربا است زيرا غابن روزى كه‌گندم را گرفت يك من بود و حالا كه در سايهء فسخ‌ناچار است باز گرداند يك من و يك درهم است و اين ربا و زيادى در معاوضهء هم جنس به هم جنس‌است و اگر ربا در مطلق معاوضات ولو معاوضهءقهرى مثل ما نحن فيه كه غابن ناچار است اين‌گندم را به مغبون بدهد ، جارى باشد بايد گفت : اين احتمال مبتلا به اشكال است . ) ب : در خود عين شريك است ولى تفاوتى كه ازناحيهء ردىء بودن گندم غابن پيدا شده از خود عين‌خارجى جبران مىشود ( نه اينكه ارش نقصان رااز خارج بپردازد ، ) به اين نحو كه گندم جيّد چهاردرهم ارزش دارد و گندم ردئ دو درهم كه درمجموع شش درهم مىشوند و قيمت گندم مغبون‌دو برابر قيمت گندم غابن است ، در اينجا بايداثلاثاً تقسيم كنند و دو ثلث مجموع به مغبون داده‌شود . ( اشكال اين احتمال نيز مثل احتمال قبلىاست كه مغبون يك من گندم داده و حالا يك من و 13 از من ديگر را مىگيرد و اين ربا است . . . . ) ج : در خود عين شركتى نيست و هر يك مالك‌مالى واقعىِ خود هستند و شركت در ثمن است‌يعنى مجموع دو من را مىفروشند و در آن ثمن هركدام به نسبت ماليّت مالش شريك است يعنى اگربه شش درهم فروخته‌اند ، چهار درهم سهم‌مغبون و دو درهم سهم غابن است . ( ضمناً اينجااشكال ربا اصلًا مطرح نيست زيرا گندم داده و الان‌درهم مىگيرد نه گندم . . . . )
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 383 | على محمدى خراسانى