تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
1 - آرى او مالك زمين است و بر مال خويش‌سلطه دارد و ديگران بايد به اجازهء او وارد زمين‌شوند و در آن دخل و تصرّف كنند ، پس بدون‌اجازهء او غابن حق قلع ندارد . 2 - خيرممانعت ندارد زيرا درست است كه اومالك و مسلّط بر مال خويش است ولى اين باعث‌نمىشود كه جلو مالك ديگر را بگيرد و از تصرّف‌او در ملك خودش ممانعت كند بلكه او حق داردولى ارش ناقص كردن زمين را بايد بپردازد . و به‌عقيدهء شيخ اعظم همين وجه قويتر است .

قوله : ولو كان التغيّربالامتزاج :

اگر غابن ( مثلًا مشترى ) متاعى را كه از مغبون‌گرفته بود با متاع ديگر خويش ممزوج نمود و پس‌از آن مغبون متوجّه شد و معامله را فسخ كرد ، تكليف چيست ؟ امتزاج دو گونه است : 1 - اختلاط متاع ( مثلًا مبيع ) با غير هم جنس‌خودش . 2 - امتزاع با هم جنس آن ، قسم اوّل خود دوشعبه دارد : 1 - گاهى امتزاج بگونه‌اى است كه موجب‌استهلاك مبيع در آن شيئى ديگر مىشود بگونه‌اىكه عرفاً آن را تالف و معدوم مىدانند : مثلًامقدارى گلاب خريدارى كرده و آن را با روغن‌زيتون ممزوج كرده ( تا روغن معطر و خوشبو و خوش طعم گردد ) كه پس از اختلاط ، آن كه فعلًامىماند خود روغن زيتون است و گلاب در آن‌مستهلك و فانى شد و عنوان خودش را از دست‌داد و عرفاً آن را تلف شده مىدانند . حكم اين صورت : پس از فسخ مغبون ، حق‌دارد از غابن بدل آن را ( مثلى است مثل و قيمىاست قيمت و چون گلاب قيمى است شيخ‌فرموده : يرجع الى قيمته ) دريافت كند ( سؤال : آيانمىتوانيم حكم به شركت كنيم و بگوئيم : مغبون‌پس از فسخ معامله ، با غابن در اين روغن زيتون‌شريك مىشود ؟ جواب : خير ، زيرا شركت درموردى است كه هر دو مال بمانند و در مورد مذكورمال مغبون عرفاً نيست شده و نمانده تا سخن ازشركت به ميان آيد . ) 2 - و گاهى امتزاج بگونه‌اى است كه هيچ كدام‌مستهلك در ديگرى نيست كه يكى عنوانش برود و ديگرى بماند ، بلكه عنوان هر دو از بين رفته و زائل‌شده و عنوان ثالثى پيدا كرده كه هر دو با هم درايجاد آن مؤثّرند و در واقع پس از اختلاط هم هر دوهستند .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 381 | على محمدى خراسانى