صورى دارد و به طور كلّى دو شعبه مىشود :
1 - گاهى اسقاط خيار پيش از ظهور غبن استكه اين صورت در ادامه خواهد آمد .
2 - و گاهى بعد از علم به غبن است ، يعنى پس ازآنكه فهميد مغبون شده مىگويد : « اسقطتخيارى » ، و خود اين قسم دو بخش دارد :
1 - گاهى اسقاط خيار بدون عوض و مجّاناًصورت مىگيرد .
2 - و گاهى با عوض است يعنى مغبون از غابنمبلغى را دريافت نموده و در ازاء آن خيار غبنخويش را ساقط مىكند كه نوعى مصالحه بر حقاست . و فعلًا بخش اسقاط بدون عوض مطرحاست و خود اين بخش دو قسمت دارد :
1 - مغبون كاملًا از مقدار و مرتبهء غبن وخصوصيّات آن آگاه است و معذلك مىگويد : خيارم را اسقاط نمودم ، در اين صورت بلا اشكالاسقاط او صحيح و نافذ و موجب سقوط است وقدر متيقّن و مصداق اكمل ، همين صورت است .
2 - مغبون اجمالًا مىداند كه متضرّر شده ولى ازمقدار و اندازهء آن بى خبر است و تفصيلًا نمىداند ، باز خود اين قسم دو شعبه دارد :
1 - در مقام اسقاط مىگويد : غبن و ضرر من بههر اندازه كه باشد گذشتم و حقّم را ساقط كردم ، خواه تفاوت فاحش و زياد باشد ( مثلًا 20 درهمدرصد درهم كه نسبت 15 مىشود ) و خواه افحش و خيلى زياد باشد ( مثلًا 50 درهم درصد درهم كه 12 مىشود ) باز بلا اشكال اسقاطش صحيح و مؤثر و موجب سقوط خيار است .
2 - و گاهى به گمان اينكه تفاوت فاحش است ازخيار غبن خويش مىگذرد ولى بعد مىفهمد كهتفاوت افحش بوده و به مراتب بيشتر از اندازهاىبوده كه وى گمان مىكرد ، ( مثلًا تصور مىكرد دهدرهم مغبون شده و به اين مقدار راضى شد و ازحق خود گذشت ولى بعداً معلوم شد كه ( پنجاهدرهم يا ) صد درهم مغبون شده ، آيا بدين وسيلهحق الخيار او كلًاّ ساقط مىشود ؟ اينجا است كهدو وجه مطرح مىكنند :
1 - خير ، ساقط نمىشود زيرا مغبون به اينمقدار راضى نيست و طيب نفس ندارد و به گماناينكه ده درهم مغبون شده اسقاط خيار نمود و الّااگر از آغاز مىدانست كه صد درهم مغبون شدهابداً اسقاط نمىكرد . پس اسقاط مذكور فايدهاىندارد چون همراه با طيب نفس نيست [ شبيه حقآبروئى كه زيد گمان مىكرد بكر به او دشنامى دادهو با
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 340
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٤٠