تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
باشد و هم به كمتر ، بلكه به معناى اعم‌ّمىگيريم تا مغبون شدن هر دو امكان‌پذير باشد . به اين نحو كه فروشنده مىگويد : فرش كاشان رابه شما فروختم به پنجاه هزار تومان ، بعداً كه‌تحويل داد مشترى مىبيند كه فرش همدان است و قيمت آن هم هفتاد هزار تومان است ، در اين جا ازطرفى بايع مغبون شده كه فرش 70 هزار تومان رابه 50 هزار فروخته و از طرفى مشترى مغبون است‌كه فرش كاشان مىخواست و به جاى آن فرش‌همدان خريدارى كرده است . يا بايع مىگويد : اين روغن ده كيلوئى را به هزارتومان فروختم ولى بعداً معلوم شد كه هشت كيلوبوده ولى قيمت آن هزار و دويست مىباشد ، دراينجا بايع مغبون شده كه متاع 1200 تومان را به 1000 فروخته و مشترى هم مغبون است كه‌روغن هشت كيلوئى را به عنوان ده كيلو به اوفروخته‌اند . مرحوم شيخ مىفرمايد : اين تصوير پسنديده‌است جز اينكه منظور محقق ثانى و شهيد ثانى درمقام تقسيم غبن به سه قسم ، غبن اصطلاحى يا به‌معناى اخّص است نه غبن لغوى و به معناى اعّم . 4 - قوله : و منها : فرض چهارم : بعضىها براى تصوير غبن بايع و مشترى هر دو ، از اين راه وارد شده‌اند كه فرض‌مىكنيم ، بايع و مشترى در دو مكان هستند و جنس در هر مكانى قيمتى دارد ، مثلًا مشترىداخل شهرى است كه توسط لشگر محاصره شده‌و قيمت يك من طعام در آنجا ده تومان است و بايع‌در خارج آن منطقه است و قميت طعام در آنجا 20 تومان است و مشترى بلدى توسّط لشگر ازفروشندهء خارج از منطقهء محاصره يك من طعام به‌پانزده تومان خريدارى مىكند كه قيمت متوسّطميان ده و بيست است ، در چنين فرضى هم بايع‌مغبون شده كه طعام بيست تومانى را به پانزده‌فروخته و هم مشترى مغبون شده كه طعام ده‌تومانى را به پانزده خريده است . مرحوم شيخ در رد اين فرضيّه مىفرمايد : ملاك قيمت مكان طعام است ، طعام معيّن كه دريك زمان در دو مكان نيست ، در يك مكان است‌كه در فرض مذكور خارج بلد باشد و در آنجا قيمت‌بيست تومان است ، بنابر اين مشترى مغبون نشده‌و تنها بايع مغبون شده ، آرى پس از معامله و نقل وانتقال از خارج به داخل ، موجب شد كه از
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 330 | على محمدى خراسانى