تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
و ثانياً كلام ما در غبن واقعى است كه واقعاً يك‌طرف يا هر دو طرف مغبون شده باشند نه غبن‌ادعّائى و ظاهرى كه طرف ادعّاى غبن دارد و گرنه‌واقعاً چنين چيزى ثابت نشده است . در پايان از همهء پنج وجه مذكور ، وجه سوّم‌بهترين است . ( زيرا اشكالش كمتر بود و تنها غبن‌را به معناى لغوى و اعّم گرفتن ، اشكال آن بود . )

مسألهء دوّم :

مسأله دوّم از مسائل خيار غبن ، راجع به اين است‌كه : يك غبن واقعى داريم كه از لحظهء معامله تحقّق‌مىيابد و آن خدعهء يك طرف نسبت به ديگرى ومليك به زيادى يا به نقيصه است كه مغبون از آن‌خبر ندارد ، در واقع مغبون شده ولى خبر ندارد . و يك ظهور غبن داريم كه پس از معامله‌بلافاصله يا با فاصله كوتاه يا دراز مدّت ، معلوم‌مىشود كه مغبون شده و اطلاع از غبن پيدا مىكند . حال ظهور غبن به نحوى در خيار غبن دخيل است‌ولى آيا موضوعيّت دارد ؟ به ديگر سخن آياسببيّت دارد ؟ و به بيان سوّم آيا شرط شرعى براىحدوث خيار است ؟ يعنى خود غبن واقعىمقتضى است و ظهور غبن شرطيّت دارد و وقتى كه‌شرط هم حاصل شد علّت تامّه مىشود و معلولش‌هم مىآيد كه خيار غبن باشد . يا اينكه ظهور غبن طريقيّت به سوى واقع دارد وكاشف عقلى ( علم عقلًا كاشفيّت دارد نه اينكه اين‌را شارع به علم داده باشد كه طريقيّت علم ذاتى اواست و اعطائى نيست ، به بيانى كه در اوّل رسائل‌ذكر شده ) از وجود خيار غبن و ثبوت آن از لحظهءمعامله است ؟ ( يعنى در واقع از اوّل كه مغبون‌شد ، حق فسخ هم پيدا كرد ولى راهى براى كشف‌آن نداشت و با ظهور غبن كشف شد . ) و بالجمله‌آيا پس از ظهور غبن تازه خيار غبن پيدا مىكند ؟ يادر واقع از اوّل معامله خيار غبن داشته و با ظهورغبن كشف از اين امر كرد ؟ در اين باب دو وجه ( دراحتمال داراى دليل و استدلال و بلكه دو قول ) وجود دارد : 1 - ظهور غبن شرط اصل حدوث خيار است وشارع مقدس آن را سبب قرار داده 2 - ظهور غبن كاشفيّت دارد و عقل آن را طريق به‌سوى واقع مىداند ( مثل هر علم و
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 332 | على محمدى خراسانى