معامله ، غبن هر دو چگونه قابل تصويراست ؟ . آيا امكان دارد يا خير ؟
مرحوم شيخ احمد تونى در حاشيهء شرحلمعه « 1 » فرموده : چنين چيزى از محالات استزيرا معناى غبن بايع اين است كه متاع را به كمتر ازقيمت واقعى بفروشد و معناى غبن مشترى آناست كه متاع را به بيشتر از قيمت واقعى خريدارىكند ( ضمناً فرقى ندارد كه عوض و معوض هر دوجنس باشند مثل بيع كتاب به پارچه ، يا هر دو ازنقد رايج باشند مثل بيع درهم به دينار ، يا يكى نقدرايج و ديگرى جنس باشد كه متعارف هميناست . ) آنگاه معناى غبن هر دو در يك معامله آناست كه بايع در بيع واحد هم متاع را به كمتر ازقيمت بازار بفروشد و هم به بيشتر ، مشترى هم بهكمتر از قيمت خريدارى كند و هم به بيشتر ، ثمنالمسمّى هم كمتر از قيمت واقعى مثمن باشد و همبيش از آن ، و تمام اينها تناقض و محال است .
سپس شيخ احمد امر به تأمّل نموده كه آيندگانبيايند و دقّت و تأمّل كنيد كه اين شدنى است يا نه ؟ و خوشبختانه متأخرين به اين تقاضا پاسخ مثبتداده و دقّت كردهاند و فروضى را براى تصوير غبنبايع و مشترى با هم ، مطرح كردهاند كه در مجموعپنج فرض را مرحوم شيخ مورد نقد و بررسى قرارمىدهند :
1 - فرض محقّق قمى : از ايشان سؤال شده كهمنظور شهيد ثانى از اين جمله ( كه هر دو خيار غبنداشته باشد و هر دو مغبون باشند . ) چيست ؟ وچگونه اين تصوير مىشود ؟ ميرزاى قمى درجامع الشتات يا اجوبة المسائل فرموده :
فرض مسأله به اين صورت است : فروشندهمتاعى را به چهار تومان مىفروشد و ضمن عقدشروط مىكند كه مشترى به جاى چهار تومان ، هشت دينار به بايع بدهد ، مشترى هم قبولمىكند ، و تمام اينها با اين فرض بوده كه خيالمىكردند واقعاً متاع چهار تومان ارزش دارد ، وواقعاً هشت دينار معادل چهار تومان است ، ولىبعداً معلوم شد كه قيمت متاع پنج تومان است ، و هشت دينار هم معادل چهار تومان نيست بلكهمساوى با 48 ريال است ( هر دينار شش قرانارزش دارد نه پنج ريال )
در اينجا از طرفى بايع مغبون شده چون ثمن ( چهار تومان ) كمتر از قيمت بازار است
هامش
( 1 ) . شرح لمعه چاپ سنگى ، ج 1 ، ص 378 .