تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
كه مىتواند مرجّح يكى از دو احتمال شيخ‌اعظم باشد . و شايد اشاره باشد به اينكه : اصولًاضرر عرفاً و شرعاً عبارتست از نقص مالى يا جانىيا آبروئى يا عضوى ، و نقض غرض ضرر به‌حساب نمىآيد تا مشمول « لاضرر » باشد و تاسخن از معارضه به ميان آيد و تا سخن از ترجيح‌بعض الاحتمالات مطرح شود .

قوله : و قد يستّدل :

ششمين و آخرين دليلى كه ( جناب شيخ علىكاشف العظاء استاد شيخ اعظم ره ) براىمشروعيّت غبن به آن استدلال كرده ، اخبار ورواياتى است كه بيان كنندهء حكم غبن است : سه‌روايت خود كاشف الغظاء نقل كرده كه عبارتند از : 1 - امام صادق عليه السلام فرمود : « غبن المسترسل‌سحت » « 1 » يعنى فريب دادن و خيانت نمودن به‌انسانى كه به شما اعتماد و اطمينان كرده سحت‌يعنى اكل مال به باطل است . 2 - امام صادق عليه السلام فرمود : غبن المؤمن حرام « 2 » يعنى خدعه و مكر نمودن نسبت به مؤمن حرام‌است . 3 - در روايت ديگر فرمود : « لا تغبن المسترسل‌فاّن غبنه لا يحّل » « 3 » در حق كسى كه به شما اعتمادكرده خيانت نكن زيرا خيانت به او حلال نيست . سپس كاشف الغطاء عبارتى از مجمع البيان‌طريحى نقل كرده كه او گفته : واژه مسترسل ازاسترسال گرفته شده و به معناى استيناس و اطمينان و وثوق پيدا كردن به انسان است و ريشهءاصلى آن به معناى سكون و ثبات و آرامش و قرارگرفتن است ، ( پس كسى كه به تو اعتماد و اطمينان‌پيدا كرده در حق او خدعه و نيرنگ مكن ، ) سپس‌طريحى اشاره به دو حديث كرده : 1 - « ايّما مسلم‌ٍاسترسل الى مسلم فغبنه فهو كذا » « 4 » يعنى هرمسلمانى كه به مسلمان ديگر اعتماد كند و وى درحق او خيانت كند مجاز اتش چنين و چنان است . 2 - همان حديث اوّل كاشف الغطاء كه ذكر شد . و از نقل كاشف عبارت طريحى را مىفهميم كه‌حديث اوّلِ مذكور در كلام طريحى
هامش
( 1 ) . واسئل الشيعه ج 12 ، ص 346 ، باب 17 حديث 1 . ( 2 ) . آدس قبلى حديث 2 . ( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ص 285 باب 2 حديث 7 . ( 4 ) . كنزالعمال ، ج 4 ص 35 حديث 328 .