4 - خيار غَبْنْ
قسم چهارم از هفت قسم خيارات ، خيار غبناست ، قبل از هر چيزى يك بحث موضوعى داريمو آن تبيين غبن است : واژهء غبن در اصل لغت بهمعناى خدعه ، و مكر ، فريب و نيرنگ آمده است ، جوهرى در صحاح الغة « 1 » گفته : « غبن » به سكونباء در مورد بيع گفته مىشود و مىگوئيم : بايع يامشترى خيار غبن دارند و در فلان بيع دچار غبنشدهاند ، و غبن به فتح باء ( كه محركّه است نهساكنه ) در مورد رأى و نظر اطلاق مىشود ( عربمىگويد : غبن بالرأى اذا نقص ، فهو غبيناىضعيف الرأى ، و فيه غبانةاى ضعف رأى ) . و دراصطلاح فقهاء سه تعريف مىتوان براى غبن ذكركرد :
1 - تعريف مشهور : الغبن تمليك ماله بما يزيدعلى قيمته مع جهل الآخر » ، يعنى غبن آن است كهمالك ، متاع خويش را به ديگرى ( مشترى ) تمليك كند به مبلغى كه بيش از قيمت واقعى آنباشد و ديگرى هم از قيمت واقعى آگاه نباشد . مثلًاكالائى را كه هزار تومان ارزش دارد به دو هزارتومان بفروشد و خريدار از نرخ بازار بى اطلاعباشد و خريدارى كند .
2 - تعريف جماعتى : « الغبن تمليك ما له بماينقص عن قيمته مع جهله بها » ، يعنى غبن آن استكه شخص متاع خويش را به كمتر از قيمتواقعىاش به ديگرى تمليك كند در حالى كهفروشنده از قيمت واقعى بى خبر است ، مثلًامتاعى را كه دو هزار تومان ارزش دارد به هزارتومان مىفروشد و از قيمت بازار خبر ندارد ( مثلآنچه در اواخر كتاب بيع در مسألهء تلقّى ركبانآورديم و در ادامهء اين باب هم بدان اشاره خواهدشد . ) اين تعريف را شيخ اعظم در متن نياورده و تنها يك كلمه دارند كه اشاره به اين است و آن كلمهء « اوينقص العوض » است ، در ذيل « وا لمراد بمايزيد اوينقص . . . » .
( 3 - تعريف جامع اين است كه : « الغبن تمليكالمال به غير قيمته مع الجهل بها » ، كه شامل هر يكاز تمليك به زياده يا نقيصه مىشود و اين تعريفاصلًا در عبارت مكاسب مطرح نيست ولى قابلذكر است . )
هامش
( 1 ) . صحاح ، ص 6 ، ص 2172 ، مادهء غبن .