3 - صريحاً در ضمن عقد آغاز خيار شرط را ازيك زمان منفصلى قرار بدهند ( كه در مسأله اوّلىفرمودند : لا فرق بين زمان متصّل و منفصل ) مثلًابگويد : فروختم و شرط مىكنم كه فردا يا از فردا تاده روز خيار داشته باشم در اينجا هم مبدء خيارشرط ، همان اوّلين جزء زمان مقرّر است يعنى درمثال مزبور از اوّل فردا خيار دارد ( حال از طلوعفجر صادق و اذان صبح باشد كه مراد فرداىشرعى و روز شرعى است يا از اوّل طلوع آفتابباشد كه مراد روز عرفى است . )
قوله : فيجوز :
حال كه زمان منفصل هم ايرادى ندارد اگر مبيعحيوان باشد كه سه روز خيار حيوان دارد يك وقتمىگويد : پس از سه روز تا ده روز خيار شرطداشته باشم كه بحثى نيست ولى يك وقتمىگويد : پس از انقضاء خيار حيوان تا ده روزخيار شرط داشته باشم ، آيا اينهم صحيح است ؟ مىفرمايد : اين مبتنى بر دو مبناى مذكور در خيارحيوان است :
1 - مبدء خيار حيوان از حين عقد باشد كماهوالمشهور بر اين مبنا جعل خيار شرط از زمانانقضاء خيار حيوان صحيح است زيرا زمان عقدكاملًا معلوم است و از آن زمان تا پايان سه روز همدقيقاً معلوم است و از پايان سه روز و انقضاء خيارحيوان هم تا ده روز صد در صد معلوم است و هيچغرر و جهالتى نيست كه مانع شود .
2 - مبدء خيار حيوان از حين تفرّق باشد « كماعليه الشيخ الطوسى ره » بر اين مبنا جعل مزبورصحيح نيست زيرا زمان تفرّق معلوم نيست تا بهدنبالش سه روز خيار حيوان و انقضاء خيار حيوانمعلوم باشد تا به دنبالش جعل خيار شرط معلومباشد ، و غرر پيش مىآيد و موجب بطلان است .
قوله : و لو جعل مبدئه :
اين جمله دو گونه معنى مىشود :
1 - همانكه در مبناى دوّم خيار حيوان ذكر شد وضمير مبدئه به خيار حيوان برگردد 2 - ضمير بهخيار شرط برگردد و فرع جدائى باشد و آن اينكه : اگر مبدء خيار شرط را از حين تفرّق قرار دهد و بگويد : فروختم و شرط مىكنم از لحظهء افتراق تاده روز خيار داشته باشيم باز باطل است چونمدّت مجهول است و ما نمىدانيم تفرّق چه زمانحاصل مىشود و به دنبالش دو روز ، كى تماممىشود و غرر مبطل بيع است .