حيوان ذكر شد و موردش معاملهء پارچه بود باشرط خيار نمودن تا نصف روز .
قوله : فمن الاولى :
اينك نمونههايى از اخبار عامّه را ذكر مىكنيم :
1 - خبرى كه به صورت مستفيض ( راويان آن ازسه نفر متجاوزند ) نقل شده و ادعّاى تواتر آن همبعيد نيست و آن اينكه : « انّ المسلمين عندشروطهم » « 1 » يعنى مسلمانان پاى شرطشان هستندو از آن تخلّف نمىكنند و بدان وفا دارند و عموم « شروطهم » شرط خيار را هم كه مورد بحث مامىباشد شامل است و بر صحّت و نفوذ آن دلالتدارد .
2 - در صحيحهء ابن سنان بدنبال جملهء مذكوراين جمله را افزوده : « الّا كل شرط خالف كتاب اللّهفلا يجوز » « 2 » يعنى همهء شروط ، لزوم وفا دارند مگرهر شرطى كه بر خلاف قرآن باشد كه نافذ نيست . ( مثلًا شرط كند كه انگورها را خمر كنند يا خمر رابنوشد ، چوبها را بت درست كنند يا بتها را بپرستندو . . . كه اينها مخالف قرآن مىباشند . )
3 - در موثّقهء اسحاق بن عمّار بدنبال جملهمذكور فرموده : « الّا شرطاً حرّم حلالّا او حلّلحراماً » « 3 » يعنى هر شرطى لزوم وفا دارد مگر شرطىكه حلالى را حرام كند يا حرامى را حلال كند ( كنايه از اينكه مخالف كتاب و سنّت و دريك كلامخلاف شرع باشد . ) باز از شروط باطله بوده و لزموفا نخواهد داشت .
4 - ابن سنان صحيحهء ديگرى دارد كه چنيناست : « من اشترط شرطاً مخالفاً لكتاب اللّه فلايجوز على الذّى اشترط عليه و المسلمون عندشروطهم فيما و افق كتاب اللّه » « 4 » يعنى هر كسشرط كند چيزى را كه بر خلاف قرآن است چنينشرطى عليه مشروط عليه نيست و بر او نافذنخواهد بود وجوب وفا نمىآورد ، و مسلمانان تنهابايد به شروطى وفا كنند كه موافق كتاب اللّه باشد . حال ممكن است كسى بگويد : ما سه نوع شرطداريم :
1 - شرطى كه مخالف كتاب الهى است يعنى بر خلاف ظاهر آيهاى از قرآن است .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 353 باب 6 حديث 1 و 3 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 353 باب 6 حديث 2 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ص 353 باب 6 حديث 5 .
( 4 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 353 باب 6 حديث اوّل .