8 - شهيد در دروس فرموده : تصرّف مسقطخيار است ولى بعضىها مواردى را استثنا كردهانداز قبيل ركوب چهار پا براى امتحان ، آرد كردنگندم با چهار پا ( كه با او سنگ آسياب را بگردانند ) براى امتحان ، دو شيدن شير آن براى امتحان و اين كه چقدر شير دارد ، اينها مسقط نيستند ، خودشهيد هم فرموده : اين استثنا بجا است و بعيدنيست « 1 » ( باز سخن از اين استكه : هر تصرّفىمسقط نيست و خصوص تصرّفى كه امتحانىنيست و داّل بر التزام به بيع باشد مسقط است . )
9 - محقّق ثانى فرموده : اگر شخص ذى الخياربدون علم و آگاهى و توجّه در مبيع تصرّفى كند ، مثلًا گمان مىكرد كنيز اصلى خودش مىباشد نهكنيزى كه تازه خريده و در او تصرّفى كرد و بعدمعلوم شد كه اين همان جاريهء تازه خريده و متعلّقخيار است ، يا غافل شد از اينكه اين را تازه خريدهو خيار حيوان دارد و بدون توجّه تصرف كرد ، آيااينگونه تصرّفات موجب سقوط خيار مىشوند ؟ محلّ تردّد است و دو وجه دارد :
1 - آرى ، به دليل اطلاق برخى از روايات مبنىبر اين كه هر تصرفى مسقط است .
2 - خير زيرا وى قصد لزوم بيع را نداشته وندانسته تصرّفى كرده و اگر ملتفت بود چنيننمىكرد و تصرّفى مسقط است كه علامت رضايتباشد . « 2 » همين محقّق ثانى جاى ديگر فرموده : تصرّفاتى از قبيل سوار شدن براى امتحان يا براىبر طرف كردن چموشى حيوان يا براى خوف ازظالم ( سوار شده و گريخته ) يا براى استرداد آن بهبايع مسقط نيستند ، ( چون علامت رضايتنمىباشند . )
سپس فرموده : آيا حمل دابّه ( بار كشيدن با آن ) براى امتحان ، تصرّف محسوب مىشود ( تامسقط باشد ؟ يا خير ؟ بعيد نيست كه اين نيزتصرّف نباشد ( چون علامت رضايت نيست ) و اگرقصدّ رد دارد ولى قبل از آن شير حيوان رامىدوشد و براى خود بر مىدارد آيا اين كار تصرّفمسقط محسوب مىشود ؟ فرموده : محّل اشكالاست و منشأ اشكال اين است كه شير ملك مشترىاست ( تا فسخ نكرده نمائات مال او است ) و حقدارد آن را استخلاص كند و براى خود بر دارد ياحيوان را خلاص و راحت كند ( پس خيارشساقط نمىشود . ) ( و احتمال ديگر اين است كهاين تصرّف مسقط باشد براى
هامش
( 1 ) . دروس ، ج 3 . ص 272 .
( 2 ) . جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 305 .