تدبير آن .
ج : يا تصرّفى بكند كه امثال آن اجرت دارد مثلركوب دابّه ، استعمال حمار و . . .
و منظور از تدبيرى كه حق رجوع را منتفىمىسازد آن است كه اوّل نذر تدبير كند سپس وفاىبه آن واجب شود و بدنبال آن بگويد : « انت حرّد بروفاتى » كه ديگر حق رجوع ندارد و با اين تصرّفمبيع از ارزشش كم مىشود . « 1 » و در جاى ديگر فرموده : خيار حيوان تا زمانىاست كه مشترى تصرّف نكند در حيوان تصرّفى كهداّل بر رضايت او باشد آن هم در عادت و عرف كهرضاى نوعى را مىرساند و محّل شاهد هميناست . ) كه مسقط است « 2 » 6 - علامّه رحمه الله در تذكرة : ايشان وقتى براى اصلحكم ( سقوطخيار حيوان با تصرّف ) استدلالكرده ، چنين فرموده : تصرّف دليل بر رضايتمشترى به لزوم معامله است « 3 » ( و لذا مسقطاست ، باز ملاك تصرّف كاشف از رضا است ) .
در جاى ديگر علامّه فرموده : اگر مشترى بهمنظور استرداد حيوان به بايع سوار آن شود ( درمسير رد سوارش شده ) چه مسافت كم باشد و چهطولانى فرقى ندارد و اين سوار شدن كاشف ازرضايت مشترى به معامله نيست ( تا مسقط خياراو باشد ) .
سپس فرموده : اگر به حيوان آب دهد يا سوارششود تا او را كنار رودخانه برده و سيراب نمايد و بعد از آن ، به صاحب اصلىاش يعنى فروشندهپس دهد باز اين كارها علامت رضايت مشترى بهمعامله نيست ، ولى اگر در بين راه حيوان را به دو شدو از شييرش استفاده كند ، به نظر علامّه چنينتصرّفى علامت رضايت به معامله است ( و درنتيجه خيار حيوانش ساقط مىشود . باز سخن ازتصرّف كاشف از رضا است ) .
7 - و همين علامّه ره در كتاب تحرير دربابخيار عيب و اينكه اگر مشترى در مبيع معيوبتصرّفى كرد حق ردشّ ساقط مىشود ( و تنها حقدارد ارش بگيرد ) فرموده : و نيز اگر مبيع را به كاربگيرد ( مثلًا باركشى كند ) و يا در آن تصرّفى كند كهداّل بر رضا باشد حق ردّش ساقط مىشود . « 4 »
هامش
( 1 ) . سرائر ، ج 2 ، ص 480 .
( 2 ) . همان ، ص 277 .
( 3 ) . تذكره ، ج 1 ، ص 529 .
( 4 ) . تحرير ، ج 1 ، ص 184 .