تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
شب سوّم هم داخل است تا سه شبانه روزباشد و مفردات هماهنگ بشوند . « 1 » مرحوم شيخ مىفرمايد : منظورتان از شب سوّم‌كدام است ؟ آيا مرادتان ليلهء متقدّمه است يعنىشب عقد خوانده‌اند و اين شب متقدّم بر روزها وشبهاى ديگر است و مىخواهيد بگوييد اين هم‌داخل است و خيار حيوان دارد ؟ اگر اين باشدمطلب خوبى است و ما هم قبول داريم ولى باتعليل شما نمىسازد كه گفتيد : « لدخول الليلتين‌اصالة فتدخل الثالثه . . . » و بر شب اوّل كه ثالثه‌اطلاق نمىشود و معمولًا بر شب آخر اطلاق‌مىشود . يا اينكه مرادتان ليلهء اخيره است يعنى صبح‌عقد خوانده‌اند و سه روز كه مىگذرد و شب دروسط است آن‌گاه پس از روز سوّم هم بايد شب‌بگذرد و خيار منقضى شود تا به دنبال هر روزىشبى آمده باشد ؟ اگر اين باشد مىگوئيم : خروج‌شب سوّم و نيامدن خيار در آن ، باعث نمىشود كه‌مفردات جمع ، معانى مختلف پيدا كنند زيرااصولًا نسبت به يوم اوّل و دوّم هم ما عقيده نداريم‌كه در مجموع شبانه روز استعمال شده باشند و « ليل » هم داخل باشد بلكه مىگوئيم : « يوم » همه‌جا در معناى خودش ( قطعه‌اى از زمان . . . ) به كاررفته ولى دو شب وسط تبعاً داخل هستند زيراخيار واحد است و بالاجماع استمرار دارد و قطع و وصل نمىشود و دليل خارجى داريم كه اجماع‌باشد نه اينكه لفظ « يوم » در آنها استعمال شده‌باشد ، پس مفردات اختلاف پيدا نكرد تا كسىاشكال كند .

قوله : بل نقول :

كلمهء روز يا در خصوص نهار ( يك روز كامل ) استعمال مىشود كه فرض اوّل همين بود ، يا درمقدار يك روز كامل از دو روز به كار مىرود كه‌تلفيقى باشد امّا اينكه در مجموع شب و روز ( 24 ساعت ) استعمال شود دليل ندارد ، يا در مقدارشب و روز ( دو روز يا دو شب كه هر كدام 24 ساعت مىشوند ) استعمال شود باز دليل ندارد ، و يا در باقى ماندهء از نهار استعمال شود ولى تلفيقىمطلقاً يعنى نه تنها تلفيق با نصف روز بعدى ، بلكه‌تلفيق با مقدارى از شب به كار رود مثلًا از نصف‌شب تا نصف روز ( 12 شب تا 12 روز )
هامش
( 1 ) . مفتاح الكرامه ، ج 4 ، ص 585 .