2 - قوله : ثمّ انّ :
در باب خيار مجلس نيز اين بحثها گذشت وآنجا فقهاء فرمودند كه در بيع صرف و سلم قبل ازقبض و اقباض هم خيار مجلس دارند ( زيرا دليلمىگفت : « المتبايعان بالخيار » و به محض اجراءعقد بر طرفين عنوان « متبايعان » صادق است و تمام موضوع خيار همين است پس خيار هممىآيد ) و اين سخن به معناى آن است كه مالكشدن ، شرط خيار داشتن نيست و قبل از آن همخيار مىآيد ، حال در ما نحن فيه هم مىگوئيم :
از زمان مجرّد صيغه خيار حيوان مىآيد و مالك شدن شرط نيست . البتّه بايد خيار مزبورداراى فايده و ثمره باشد و مبسوطاً در خيارمجلس در مورد بيع صرف قبل از قبض گذشت كه اگر وجوب تقابض را تكليفى بدانيم باز خيار قبلىفايده دارد و اعمالش سبب مىشود كه اين وجوبتقابض ساقط شود و مخالفتِ آن معصيت شمردهنشود . ولى اگر وجوب تقابض را شرطى بدانيم كارمشكلتر بود ولى به هر حال فايدهاى تراشيديم كهلو لا اعمال الخيار عقد قابليّت دارد كه پس ازتقابض موجب ملكيّت شود و با اعمال خيار آنقابليّت مىرود .
مسألهء چهارم :
مقدّمه : كلمهء « يوم » در لغت عرب اسم قطعهء معيّنىاز زمان است كه شرعاً از اذان صبح تا اذان مغرب وعرفاً از طلوع تا غروب آفتاب است و « ليل » نامقطعهء ديگرى از زمان است كه مقابل يوم است . و استعمال « يوم » در مجموع شب و روز مجازىاست . حال در روايات كلمهء « ثلاثة اياّم » آمده يعنىخيار حيوان سه روز است و فرضهاى گوناگون دراينجا مطرح مىشود :
1 - اگر اوّل صبح روز شنبه ( مثلًا ) معاملهكردهاند تا غروب روز دوشنبه خيار حيوان دارند وطبعاً در اين وسط دو شب ( يكشنبه و دو شنبه ) قرارمىگيرد كه قطعاً در آن سه روز داخل بوده و خيارحيوان در اين دو شب هم ثابت است ولى نه از باباينكه اين دو شب در مفهوم كلمهء « يوم » داخلهستند و لفظ « يوم » در آنها هم استعمال شده است ( زيرا « يوم » مقابل « ليل » است نه دالّ بر آن ) بلكه ازباب اينكه يك خيار حيوان است كه از صبح شنبهثابت شده و كماكان استمرار دارد تا پايان روز سوّمو چنين نيست كه قطع و وصل شود و شب يكشنبهنباشد و دوباره روز يكشنبه حادث شود و . . . ، واجماع دالّ بر