1 - شخصى و معيّن يعنى حيوان معيّنى را درخارج با اشارهء حسّى معامله مىكند و مىگويد : اين حيوان را به شما فروختم
2 - كلّى فى الذمّه يعنى يك حيوان كلى را با ذكراو صافى كه رافع غرر و جهالت باشد مورد معاملهقرار مىدهد و بعد از معامله حيوانى به ذمّهءفروشنده مىآيد و بايد مصداق آن را در خارج پيداكند و تحويل مشترى دهد . حالخيار حيوان قطعاًدر حيوان شخصى و مبيع جزئى مىآيد و مصداقاكمل است ولى آيا مخصوص حيوان شخصىاست يا عموميّت دارد و حيوان كلّى را هم شاملاست و در آنجا هم خيار حيوان مىآيد ، دو وجهوجود دارد :
1 - اختصاص ، مرحوم شيخ مىفرمايد در نظرنهائى و با تأمّل همين قسم به ذهن مىآيد و قرائن مارا به اين قسم سوق مىدهند ( تعبيراتى در رواياتهست كه با مبيع شخصى مىسازد مثل ان احدثحدثاً و . . . ) و حكمتخيار مجلس نيز همين راتأييد مىكند زيرا حكمت اين است كه مشترىحال حيوان را ملاحظه كند و در ظرف سه روز اگرعيوبى دارد از آن مطلّع شود و بتواند معامله را فسخكند و اين در مبيع شخصى ميّسر است كه بلافاصلهتحويل مىگيرد و در طول سه روز به خوبى آن راامتحان مىكند و با مبيع كلّى سازگار نيست زيراچه بسا روز آخر و ساعت آخر و يا حتى پس از سهروز تحويل دهد و مشترى خيارش تمام شده باشدبدون انيكه امتحان كرده و از عيوب مخفى آن باخبر شود .
2 - شامل مبيع كلّى هم مىشود و نظر ابتدائى بهروايات و فتاوا همين را تأييد مىكند زيرا اطلاقدارد و هر يك از حيوان معيّن و كلّى را شاملمىشوند . ( ولى بعد از تأمّل نظر همان است كه اوّلگفتيم . ) البته احدى از فقهاء به اين دو امرتصريحى نكرده و فقط از كلام بعض معاصرين قولاوّل استظهار مىشود و شايد همين اقوى باشدچون متعارف در معاملهء حيوان همين است و كلاممعصوم حمل بر فرد متعارف شود مناسبتراست .
قوله : و كيف كان :
سخن در اينكه چه كسى خيار حيوان دارد ؟ بايع يامشترى ؟ مدّت آن چقدر است ؟ مبدء خيارحيوان از چه زمانى است ؟ پا يانش تا چه زمانىاست ؟ چه عواملى موجب سقوطخيار حيوانمىگردد ؟ اينها مطالبى است كه در خيار حيوانمطرح است و نياز