به حيوانى كه در شرف موت است ( شكار ) و مشترى هم مىداند و اقدام مىكند و قصدش همحيات و زنده بودن حيوان يا حيوان زنده نيستبلكه مىخواهد از گوشت آن استفاده كند ، آيا اگرپس از معامله و قبل از قبض مشترى ، تلف شدبايع ضامن است ؟ يا اگر پس از قبض و در مدّتخيار تلف شد ، كسى كه خيار ندارد ( يعنى باز همبايع على المشهور ) ضامن است ؟ مثل سايرموراد ؟
مىفرمايد : چنين مردن و زهاق روحى ( بيرونشدن روح از بدن ) تلف از بايع محسوب نمىشودو كسى نمىگويد در دست او تلف شد يا از او تلفشد يا او متلف است و . . . تا ضامن باشد . [ البتهمسأله شقوقى دارد كه در جاى خود بايد محاسبهشود كه قبل از رسيدن به شكار ، زهاق روح شده ياپس از آن ؟ اگر بعد بوده آيا وظيفهء بايع بوده كهحيوان را سر ببرد يا وظيفهء مشترى است ؟ هر كدامحسابى دارد . ]
قوله : و فى منتهىخياره :
در همين مواردى كه حيوان مشرف به موت است ، اگر گفتيم باز همخيار حيوان براى مشترى ثابتاست ، آيا غايت و منتهاى آن تا چه زمانى است ؟ اگر تا سه روز لا اقل زنده باشد كه تكليف روشناست و پايان خيارش مثل پايانخيار سايرحيوانات تا سه روز است ولى اگر در كمتر از سهروز بميرد ، ين بحث مىآيد و در آن وجوه و اقوالىذكر شده : 1 - خيار مشترى تا سه روز امتداد داردچون يا خيار حيوان دارد يا ندارد ، اگر دارد بهحكم اخبار ، خيار حيوان سه روز است .
2 - تا هنگام مرگ حيوان ، خيار حيوان دارد ، بنابر اينكه خيار به خود عين خارجى تعلّقمىگيرد و عين حيوان تا لحظهء مرگ او باقى است .
3 - تا پس از مرگ همخيار هست ولى فورىاست و يك آن پس از مرگ مىتواند اعمالخياركند .
4 - تراخى دارد و تا زمانى كه يكى از مسقطاتنيايد خيارش باقى است و اين دو وجه اخير مبتنىبر بحثى است كه در پايان مسأله هفتم ازمسائلخيار مجلس گذشت كه جاى تمسّك به عاماست يا جاى استصحاب حكم خاص ؟ .
قوله : ثم انّه :
حيوانى كه مبيع واقع شده مثل ساير مبيعها دوقسم دارد :