2 - خيار حيوان
قسم دوّم از اقسام سبعهءخيار ، خيار حيوان است : درفقه اسلامى اصل ثبوت و مشروعيّت خيار حيوان مسلّم است و قدر مسلّم ثبوت آن براىمشترى ( خريدار حيوان ) است كه در ميان فقهاىاماميّه خلافى در آن نيست ولى ثبوت آن براى بايع ( فروشندهء حيوان ) محلّ خلاف است كه در مسألهءاوّل از سلسله مسائلخيار حيوان خواهد آمد ولىقبل از آن بايد موضوع بحث روشن شود : موضوع ، خيار حيوان است و كلمهء خيار در اوّلمبحث خيارات معنى شد و كلمهء حيوان از جهتىعام و از جهتى خاصّ است :
امّا جهت عام : منظور از حيوان عبارتست از هرموجود داراى حيات ( جاندار ) چه حيوانات وجانداران كبير و عظيم الجثّه مثل گاو و گوسفند و شتر و . . . ( چهار پايان ) و چه موجودات صغير وكوچك از قبيل ملخ ، زنبور عسل ، ماهى ، زالو ، كرم ابريشم [ و . . . كه داراى منافع محلّلهء معتدّهمىباشند و بيع و شراء آنها صحيح است ] و دليلاين عموم و شمول عبارتست از نصّ وفتوى :
امّا نصّ : بعداً روايت را مىخوانيم كه در بعضىتعبير به « الحيوان » كرده كه جنس حيوان مراد استو بر همهء آنها قابل صدق است و در بعضى تعبير به « فى الحيوان كلّه » كرده كه باز كلمهء « كلّه » مفيدعموم است و در بعضى تعبير به « الحيوانات » كردهكه جمع با الف و لام و مفيد عموم است .
و امّا فتوا :
فتاواى فقهاء هم در كتابهاى فقهى همين تعابيرروايات را دارد و سخن از حيوان به قول مطلقاست و وجهى براى اختصاص آن به چهار پايان وانعام وجود ندارد .
و امّا جهت خاص : قسمى از حيوانات ، مقصوداصلى عرف و عقلاء از خريدن آنها حيات آنهااست يعنى استفادههاى در حال حيات كه با حفظحيات بشود از آنها استفاده كرد ، البته « فى الجمله » يعنى قطع نظر از اينكه مقصود حيات آنها باشد تاآخر عمرشان مثل اسب و قاطر و حمار و . . . كههدف ركوب و بار كشى از آنها است نه اكل لحمآنها ، و يا مقصود حيات آنها باشد تا مدتّى از زمانمثل گاو و گوسفند و شتر و . . . كه مشترى خريدارىمىكند تا براى مدتّى از شير و پشم و كرك و مو وبرّهء آنها استفاده كند و بعد هم