تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
حوادث عالم نامتناهى است و قواى فلكى متناهى است و نامتناهى در متناهى نگنجد ، آنگونه كه بحر اندر سبو نگنجد . ] آرى اين حوادث بىشمار تدريجا و اندك‌اندك در قواى فلكى نقش مىبندد و از آن خبردار مىشوند . و علّت اين نقش بستن هم آنست كه : آنچه در عالم كون و فساد [ يعنى عالم ارض و كائنات و مواليد ثلاث كه كائن و فاسد مىشود يعنى متحقّق مىشوند و پس از مدّتى نابود مىگردند مثل آب كه صورت مائى را از دست داده و صورت هوائى پيدا مىكند و . . . ] رخ مىدهد همه و همه از لوازم لاينفك حركات افلاك ، و از نتائج بركات آنها است . و اگر چنين است پس افلاك مىدانند كه : هرگاه چنان شود چنين مىشود ، يعنى اگر فلان وضع فلكى پيش آيد فلان حادثهء ارضى رخ مىدهد [ منتها افلاك از اين خبر ندارند كه صدقه يا دعا و مانند آن جلو اين حادثهء ارضى را خواهد گرفت . و فقط از ملازمه خبر دارند ولى از وجود عدم لازم بىاطلاع هستند . ] مرحوم شيخ مىفرمايد : ظاهر اين سخن آنست كه افلاك فاعل مختار هستند نسبت به ملزومات حوادث [ حوادث لازم ، و حركات افلاك ملزوم آنست . ] چون تعبير به نتائج بركاتها كرده كه ظهور در اختيار بودن فعل دارد . قوله : و بالجمله : اينكه اعتقاد به ربط بر وجه ثانى [ يعنى بر وجهى كه : افلاك فاعل اين آثار هستند به اراده و اختيار و الله هو المؤثر الاعظم . . . ] موجب كفر نيست و از اخبار و روايات هم كفر چنين كسى ظاهر نمىشود ، چه اينكه مخالفت آن با ضروريات دين هم ثابت نيست ، چرا كه منظور اين قائل كه عليّت تامّهء اوضاع فلكيه نسبت به حوادث ارضيه نيست تا موجب كفر و شرك باشد . بلكه منظور اينست كه اينها به اراده و اختيار و اذن و مشيّت الهى اين افعال را انجام مىدهند .