تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
[ حال شهيد كه فرمود : اعتقاد ثانى دليل ندارد ، به استناد اين فراز از حديث فرمود . ] سپس امام ( ع ) فرمودند : هر اخترى از اختران آسمان موكّل و مدبرى [ از فرشتگان ] دارند . [ خود آنها نياز به تدبير موجود برتر يا مجرّدات هستند . ] پس اختران خود به‌منزله عبيد و بردگانى هستند كه مأمور و منهى ، هستند ، و اگر اينان قديم و ازلى بودند مىبايست ثابتات باشند نه متغيرات از حالى به حالى « 1 » [ چون قديم كه بود واجب الوجود است و در او تغيير و تحوّل راه ندارد . ] مرحوم شيخ اعظم مىفرمايد : اينكه امام ( ع ) فرمود : بمنزلة العبيد المأمورين . . . منظور اينست كه اختران در حركات و سير خودشان مأمور و منهى هستند يعنى حتما بايد در مدار معيّن خود حركت كرده و حق ندارند از مدار از پيش تعيين شدهء خود سرپيچى كنند . نه اينكه منظور اين باشد كه اختران در تدبير عالم سفلى مأمور و منهى هستند كه در اين عالم چه حوادثى را بيافريند و چه احداثى را ايجاد نكنند تا در نتيجه تدبير عالم بدانها مستند باشد و آنها فاعل موجب يا مختار باشند و با سخن صدر حديث ، كه مىگفت : تدبير عالم بدست اختران نيست سازگار نباشد . قوله : نعم : تا به حالا از نظر مشهور مطلب اين شد كه كواكب داراى اراده و اختيار و حيات نيستند و فاعل مختار نمىباشند . ولى مرحوم فيض كاشانى در وافى « 2 » در رابطهء با توجيه بداء كلامى دارند كه از آن خلاف مشهور استفاده مىشود يعنى ظاهرش اينست كه : افلاك حىّ و مختار هستند و به اختيار و اراده حوادث ارضى را مىآفرينند منتها مؤثر اعظم خدا است . [ قبل از دنبال كردن سخنان فيض ره مختصرى راجع به بداء بحث مىكنيم :
هامش
( 1 ) احتجاج طبرسى ج 2 ص 93 - 94 . ( 2 ) وافى ج 1 ص 508 - 507 باب 50 .