بودن خداوند و با
« كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً » *
سازگار نيست .
ولى جواب ما اينست كه چند نوع قضاء در عالم وجود دارد كه ما به دو نوع اشارهاى مىكنيم :
1 - قضاء حتمى الهى يعنى قضائى كه بروبرگرد ندارد و حتما رخ خواهد داد مثل اينكه
لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ ،
وقتى پيمانهء عمر كسى پر شد اگر تمام عالم جمع شوند نمىتوانند او را سرپا نگهدارند در اين گونه از قضاها ، بداء معنى ندارد .
2 - قضاء معلّق ، يعنى قضائيكه در واقع اگر و مگر دارد كه اگر چنين شود چنان مىشود مثلا اگر توبه نكنند عذاب نازل مىشود ، اگر صدقه نمىداد مرگش حتمى بود اگر دعاء فلان ولىّ خدا نبود باران نمىآمد و . . . در اين قسم از قضايا چه مانعى دارد كه اولياء و معصومين يكطرف سكّه را بدانند ولى از گوشهء ديگر آن بىاطلاع باشند .
فى المثل خدا به يونس وعده داده بود كه عذاب خواهد آمد و اتفاقا آثار آن هم هويدا شد ، پس يونس از اين امر خبر داشت ، و از خارج هم حتما مىدانست كه عواملى از قبيل : دعا - صدقه - توبه و . . . مىتواند جلو عذاب را بگيرد . ولى در مورد قوم خويش اصلا احتمال توبه نمىداد و از اين روى سكّه خبر نداشت و لذا به ضرس قاطع گفت : عذاب مىآيد ، در حالى كه باطنا اين قضاء معلّق است يعنى اگر آنان توبه نمىكردند بلا نازل مىشد . و اينجا جاى بداء است نه قضاء حتمى . . . ] پس از عنايت بهمعناى لغوى و اصطلاحى بداء مىگوئيم : مرحوم فيض فرموده :
قواى فلكى [ و نيروهائيكه خداوند در سرشت افلاك قرار داده ] نسبت به تفاصيل و جزئيات حوادث آينده احاطهاى نداشته و اين گونه نيست كه به تمام آنها تا بىنهايت يك جا آگاه باشد . [ دليل عدم احاطهء اين گونه هم عبارتست از اينكه :