تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
كه عدم اعتقاد به حيات افلاك ، براى عدم مقتضى است يعنى چون دليل نداريم بدان معتقد نمىشويم نه اينكه مقتضى موجود است ولى مانع در كار است و آن جريان مخالف بودن اين عقيده با ضروريات دين است ، خير مانعى نيست و چنين اعتقادى با ضرورى دين مخالف نيست [ چون ما اينها را در عرض خداوند كه نمى دانيم و براى آنها استقلال در تأثير قائل نيستيم بلكه ارادهء آنها در طول ارادهء الهى است و ما تشاؤن الّا ان يشاء الله ، و اين خلاف ضرورى نيست . ] ولى اعتقاد قلبى به مطلبى دليل مىطلبد .
[ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ ] *
و ما مخلص دليل هستيم و چون دليلى نداريم پس معتقد نمىشويم . پس حيات افلاك عقلا ممكن است و تالى فاسدى ندارد ولى مقام وقوع آن مسلّم نيست و شايد چنين چيزى باشد . قوله : و لعلّ وجهه : شايد وجه عدم كفر اين گروه در كلام شهيد ره و وجه عدم منافات اين عقيده با ضرورى دين ، آن باشد كه : آنكه از ضروريات دين است اينست كه : ما حق نداريم اين افعال را به يك فاعل مختار مستقلّ و مغاير با اراده و اختيار خداوند و به فاعلى در عرض خدا نسبت دهيم آنگونه كه مفوضه معتقدند و اينها را فاعل مستقلّ و داراى ارادهء مستقلّه مىدانند و قائل به تعطيل دستگاه الهى و تفويض امور به افلاك هستند . و امّا استناد اين كارها به يك فاعل مختارى كه به ارادهء الهى كار مىكند و تابع مشيّت الهى است و در حقيقت مثل ابزار و وسيله‌اى هستند در دست خداوند منتها فاعل موجب نيستند بلكه داراى شعور و اراده و اختيار هم هستند ولى همان را هم از خداوند دارند ، بگونه‌ايكه هم صدق مىكند كه اين فعل ، فعل فلان فاعل مختار و ذىشعور است و هم فعل خداوند است . [ منتها نسبت به فاعلهاى ديگر ، فعل مباشرى آنها است و نسبت به خداوند فعل تسبيبى است كه با اين سبب كار را انجام مىدهد و نظير اين را فراوان داريم
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 574 | على محمدى خراسانى