ب : علّامهء مجلسى هم در عبارتى كه سابقا از او نقل كرديم مىفرمود : قول به اينكه افلاك فاعل بالارادة و الاختيار هستند اگرچه تنها علت فاعلى باشند و به يك سلسله شرائط ديگر هم براى تأثيرگذارى محتاج باشند ، كفر است .
مرحوم شيخ مىفرمايد : شايد وجه كافر بودن چنين كسانى آن باشد كه : قرآن به صراحت افعالى از قبيل : آفرينش - روزى دادن - احياء - اماته و . . . را به خدا نسبت داده است [ و فرموده :
هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ . .
. رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ . .
] و اگر كسى همين كارها را به غير خداوند نسبت دهد در حقيقت منكر ضرورى دين شده و با ضرورت دين مخالفت كرده است . [ و لا ريب در اينكه منكر ضرورى دين كافر است . ]
2 - ظاهر عبارت مرحوم شهيد اوّل در قواعدش « 1 » اينست كه : چنين كسى كافر نيست .
آنجا كه فرموده : اگر كسى معتقد باشد كه افلاك با اراده و اختيار اين افعال و آثار را انجام مىدهند و حوادث ارضى مستند به آنها است ولى در عينحال خداوند مؤثر اعظم و اصلى است ، چنين كسى خطا كرده [ نه اينكه كافر باشد ] و وجه خطايش آنست كه : ما هيچ دليل نداريم مبنى بر حىّ و مريد بودن افلاك تا تسليم شويم نه برهان عقلى داريم تا عقل قانع شود و نه دليل شرعى داريم تا تعبّدا بپذيريم .
و نحن ابناء الدليل ، و وقتى دليل نداشتيم نمىتوانيم بدان معتقد شويم .
[ البته فى زماننا هذا كه بشر به كرات بالا قدم گذاشته و كره ماه را تسخير كرده است ثابت شده كه فلك قمر موجودى حىّ و ذىشعور نيست . ] پس اعتقاد به حيات افلاك ، بدون دليل بوده و خطا است . و بلكه معلوم العدم است .
مرحوم شيخ ره مىفرمايند : ظاهر اين استدلال از شهيد اوّل نشان مىدهد
هامش
( 1 ) قواعد و فوائد ج 2 ص 35 .