تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
خاندان نوبخت كه ذيلا خواهد آمد ، و عبد الملك كه قبلا گذشت ، خاندان سعد يمانى كه بعدا خواهد آمد ، بعض اصحاب على ( ع ) كه دو نمونه‌اش قبلا گذشت و ائمه ( ع ) به همين گروه طعن مىزدند . ] قوله : و ملخّص : در حقيقت اين فراز تكرار مطلبى است كه قبلا با عنوان و بالجمله ذكر شد و آن اينكه : ما باشيم و روايات و اين طعن‌هائيكه ائمه ( ع ) به منجّمين زده‌اند ، اينها هيچكدام نصّ در تكفير منجّمين نيست و بلكه ظهور در آن هم ندارد [ به بيانى كه قبل از و بالجمله محاسبه شد . ] و بلكه شواهدى داريم كه خلاف مطلب مذكور يعنى عدم كفر آنها را ثابت مىكند و برخى از آنها گذشت : الف : تعبير به المنجّم كالكافر كه با كاف تشبيه آمده بود و به منزله بودن را مىرساند . ب : عطف كاهن بر منجّم كه اى چه‌بسا كاهن مسلمان باشد . ج : روايتى كه مرحوم مجلسى در بحار الانوار از دو فرزند سهل نوبختى يعنى محمد و هارون نقل كرده ، محمد و هارون قبلا طى نامه‌اى از محضر امام صادق ( ع ) كسب تكليف كرده بودند و از حكم نظر در نجوم سئوال كرده بودند و حضرت در پاسخ فرموده بود : نعم يعنى نظر جايز است . حال طىّ نامه ديگرى به پيوست نامهء قبلى نوشته‌اند : ما از شما راجع به نظر در نجوم پرسيديم و شما فرموديد جايز است . در حالى كه منجّمين در صفت فلك اختلاف دارند و بعضى مىگويند : ان الفلك فيه النجوم و الشمس و القمر . . . [ مرحوم شيخ بقيّه را نياورده و كلمهء فيه النجوم . . . صفت فلك است نه خبر انّ و خبر كلمهء معلّق در فراز بعدى است و آن اينكه : ان الفلك فيه النجوم و الشمس و القمر معلّق بالسماء و هودون السماء و هو الذى يدور بالنجوم و الشمس و القمر و امّا السماء فانها لا تتحرك و لا تدور و يقولون