تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
نتيجه مىرسيم كه از نظر روايات منجّم به صرف اينكه منجم است به اعتبار محاسبات نجومى از احكام نجوم خبر مىدهد ، محكوم به كفر نيست و كافر حقيقى و اصطلاحى [ كه نجس باشد ] نيست . پس براى شناخت منجّم كافر از غير كافر بايد در عقيدهء او كه پشتوانهء اين اخبار است كاوش كنيم اگر اعتقادات او با يكى از موجبات كفر حقيقى مطابقت كرد او را كافر بدانيم . مثلا اگر به اين نتيجه رسيديم كه او چون منكر صانع است ، اين افعال را به افلاك نسبت مىدهد ، او را كافر مىدانيم ، يا اگر به اين نتيجه رسيديم كه او چون قائل به تعطيل است و ضرورى دين را منكر است اين افلاك را مستقل در تأثير مىداند باز محكوم به كفر است . و امّا اگر منجّمى نه منكر صانع بود و نه قائل به تعطيل بلكه از گروه چهارم و پنجم بود به صرف منجّمگرى نتوان او را كافر دانسته و از او اجتناب كرد . قوله : و لعلّه لذا : جناب شهيد اوّل در عبارتى كه قبلا از قواعد ايشان آورديم ، تنها آن منجّمى را كافر دانست كه كواكب را مدبّر عالم و بوجودآورندهء كائنات بدانند و غير اينها را تكفير نكردند . شيخ مىفرمايد : شايد فتواى شهيد هم روى همين اصل باشد كه ما بدان رسيديم كه از روايات استفاده نمىشود كه منجمگرى موضوعيت دارد و هركس به صرف اينكه منجّم است كافر مىباشد . . . بلكه اگر منكر صانع يا قائل به تعطيل باشد كافر است . و لا ريب در اينكه : مدبّر و موجد دانستن كواكب ، يا از باب انكار صانع است و يا از باب اعتقاد به تعطيل است و هركدام كه باشد كفر اصطلاحى است . قوله : بل الظاهر :