تكذيب قرآن كفر مصطلح است پس تصديق منجّم و منجمگرى هم بايد كفر مصطلح باشد و لا فرق ميان فرقههاى مذكور ، پس چگونه شما دو گروه را به منزلهء كافر دانستيد ؟
شيخ اعظم ره در جواب مىفرمايد : اينكه در روايات تكذيب قرآن را بر تصديق منجّم مترتب كرده ، تكذيب اصطلاحى و حقيقى نيست زيرا كه تكذيب حقيقى در گرو قصد و التفات به دو مطلب است :
1 - متوجّه ملازمهء واقعيه ميان تصديق منجم و تكذيب قرآن باشد يعنى بفهمد كه لازمهء تصديق منجّم كذب القرآن است كه زمام امور همه چيز را به خدا نسبت مىدهد .
2 - و به اين لازم هم اعتراف كند يعنى قلبا معتقد باشد يا حتى به زبان بياورد كه معاذ الله قرآن دروغ مىگويد و سخن منجّم صحيح است .
حال چنين اعترافى و تكذيبى انكار ضرورى دين است كه : قرآن وحى آسمانى است و ما ينطق عن الهوى ان هو الّا وحى . . . و موجب كفر است . ولى در ما نحن فيه اين منظور نيست بلكه مراد از اين تعابير روائى همانا ابطال قول منجّمين است ، يعنى مىخواهد بفرمايد : كه اعتقاداتى كه منجّمين دارند ناصواب و باطل است و براى ابطال آن از اين راه وارد شدهاند كه : قول منجّم در واقع و نفس الامر [ ولو خود او ملتفت نباشد . ] مستلزم مطلبى است كه با ضرورت دين مخالفت دارد يعنى مستلزم كذب القرآن ، مستلزم بىنيازى از استعانت از خداوند در جلب خيرات و دفع شرور است و در واقع اين تالى فاسد را دارد هرچند خود او ملتفت به اين لازم نبوده و معترف به آن نيست ، قاصد آن نمىباشد و . . . و چون بهحسب واقع تالى فاسد دارد و مخالف با ضروريات دين است لذا باطل است و نبايد بدان اعتناء كرد .
قوله : كما هو :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 564
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٦٤