سنّت مىباشد كه سبب كفر نمىباشد آرى با قصد و التفات و تعمّد موجب كفر است . پس از اين روايات هم ، كفر منجّم به صرف منجّمگرى ثابت شد . [ وجه تعبير شيخ ره به و منه يظهر : يعنى و من جعل المنجم بمنزلة الكافر لا الكافر يظهر انّ ما رتّبه ( ع ) على تصديق المنجّم فى تلك الروايات من كونه تكذيبا للقرآن . . .
انّما اراد به ابطال قول المنجم . . . ]
قوله : و امّا قوله : باز گويا كسى اشكال مىكند كه ما رواياتى داريم كه بقول مطلق مىگويد :
هركسى منجّمى يا كاهنى را تصديق كند به آنچه بر پيامبر اسلام ( ص ) نازل گرديده ، كفر ورزيده است و خود منجّم مصدق خويش است پس به حكم اين حديث بايد كافر باشد و حديث فرقى نگذاشته و همهء پنج دسته را شامل مىشود .
و چگونه شما دو دستهء اخير را تفكيك كرديد ؟
شيخ اعظم ره مىفرمايد : اين حديث هم بر كفر منجّم دلالت ندارد [ به همان بيان كه كفر مصطلح در گرو التفات و قصد و . . . مىباشد و اى چهبسا منجّم ملتفت به لوازم سخنش نباشد . ] بلكه اين حديث هم در مقام بيان اين مطلب است كه منجّم كاذب است آنگاه اگر پيامبر ( ص ) او را كاذب خوانده ، ما با التفات به اين مطلب منجّم را تصديق كنيم اين تكذيب پيامبر است چون او فرمود : منجم كاذب است و ما مىگوئيم : منجم صادق است و تكذيب شارع موجب كفر است .
و شاهد بر عدم كفر منجم همين است كه در روايت ، كاهن را بر منجّم عطف كرده و حكم هر دو را يكسان بيان كرده در حالى كه اى چهبسا كاهن و پيشگو و غيبگو مسلمان باشد .
قوله : و بالجمله : با محاسباتى كه كرديم و با سيرى كه در سه طائفه از روايات نموديم به اين
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 566
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٦٦