تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
حال كه منجّمين از يك حيث پنج گروه شدند مرحوم شيخ مىفرمايد : از نظر اكثر عباراتى كه قبلا از بزرگان فقه [ سيّد مرتضى - علامه - شهيد اوّل - محقق ثانى و . . . ] نقل كرديم فرقى ميان اين دستجات نيست و فقهاء عظام تمامى اينها را كافر مىدانند . قوله : و لكن : اين فراز استدراك از ثم لا فرق . . . است ، بيان ذلك : اگرچه از نظر ظاهر كلمات فقهاء ميان پنج فرقهء مذكور فرقى نبود و همه كافر شدند و لكن به روايات كه مراجعه مىكنيم مىبينيم كه ظاهر برخى روايات اينست كه : المنجم كالكاهن ، و الكاهن كالساحر و الساحر كالكافر . . . و در نتيجه منجم هم كالكافر است ، اين روايت با كاف تشبيه آورده و نفرموده : المنجم كافر ، بلكه فرموده : شبيه كافر و به منزلهء او است [ يعنى كافر اصطلاحى كه نجس باشد و . . . نيست و موضوعا داخل در كافر نيست بلكه كافر حكمى است و احكام او را دارد از حيث عقاب و . . . ] حال پيدا است كه مراد اين گونه روايات گروه اول و دوّم و سوّم نخواهند بود چرا كه آنان از مصاديق بارز كفار هستند نه اينكه به منزلهء كفار باشند ، پس اين روايات را بر گروه چهارم و پنجم حمل مىكنيم [ و در نتيجه بايد گفت كه ظاهر اطلاق كلمات فقها منظور نيست و سخن آنان بر همان سه گروه اوّلى حمل مىشود و بدين‌وسيله ميان فتاواى فقهاء و تعبير روايات جمع مىكنيم . ] قوله : و منه يظهر : گويا كسى مىگويد : شما چگونه دو گروه 4 و 5 را به منزلهء كافر دانستيد در حالى كه روايات باب بطور مطلق مىگويد : من صدّق منجّما فقد كذب بالقرآن و استغنى عن الاستعانة بالله . . . و منجّم هم خود مصدّق خويش است و هركس مصدّق منجّم باشد لازمه‌اش آنست كه مكذّب قرآن باشد و . . . و لا ريب در اينكه