علل و عواملى طبيعى و مادّى و محسوس اعمّ از سماوى و ارضى ، چيزى را قبول ندارند و روى همين اصل اوضاع فلكيّه را عامل اصلى و علّت حقيقى و بوجود آورندهء پديدههاى ارضى مىشناسند و معتقدند [ اين گروه برد ديد و بينششان بيش از طبيعت و دهر و مادّه و مادّيات و دنيا نيست .
و بقول مولى على ( ع ) : انّما الدنيا منتهى بصر الاعمى ، لا يبصر ممّا ورائها شيئا و البصير ينفذها بصره و يعلم ان الدار ورائها ، فالبصير منها شاخص و الاعمى اليها شاخص و البصير منها متزوّد و الاعمى لها متزوّد .
يعنى دنيا منتهاى ديد كوردلان است كه در ماوراى آن چيزى نمىبينند ، امّا شخص بصير ديدش در آن نفوذ مىكند و از آن مىگذرد و مىداند كه سراى جاودان در وراى آنست .
بنابراين شخص بصير به دنيا آماده كوچ است . و كوردل چشم به آن دوخته ، بينايان از آن زاد و توشه برمىگيرند و نابينايان براى آن زاد و توشه مىاندوزند .
نهج البلاغه خطبه 133 ، فرازى از خطبه . ]
پس گروهى از منجّمين ماترياليست و مادّيگر مىباشند و لا فرق كه ماترياليست متافيزيك باشند يا ماترياليست ديالكتيك .
2 - گروهى از منجّمين اعتقاد به صانع دارند و اصل وجود واجب الوجود لذاته را انكار نمىكنند و لكن عقيده به تعطيل دارند يعنى مىگويند : خداوند روز اوّل اجرا علويّه و افلاك و كواكب و كهكشانها و سحابيها و . . . را آفريد و هر كدام از آنها را در مدار خاص خود به گردش درآورد و هريك آنها در مدار معيّن خود شناورند و ذرّهاى تخطّى ندارند
[ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ . ]
و از اين پس معاذ الله خود خداوند دست از كار و فعاليّت و تأثير برداشته و امور را به افلاك واگذار نموده و آنها هستند كه مستقلا كائنات و پديدههاى آن را مىآفرينند و مدبّر مواليد ثلاث هستند و دستگاه خداوندى خدا و فعاليت او تعطيل