منجّمين در احكامى كه دارند ، ازراء و عيبجوئى آنان ، تعجيز و ناتوان جلوه دادن آنها از اين امور ، چيزى است كه از ضروريّات دين پيامبر ( ص ) است .
و روايات هم ، از پيامبر ( ص ) ائمه ( ع ) بقدرى زياد است كه از شماره بيرون است .
و مطلبى كه در دين مبين اسلام اين اندازه شهرت دارد چگونه مسلمانى و نمازگزار بسوى قبلهاى به خود جرئت دهد و بر خلاف آن فتوى دهد و تنجيم را تجويز كند و آن را موجب كفر نداند ؟
[ مرحوم ايروانى در حاشيه ص 24 فرموده : عبارة السيّد غير صريحة فى اعتقاد الاستقلال فى التأثير فلعلّ نسبته الى عبارته من باب انه المتيقن من اطلاق كلامه . ]
ب : علّامه ره در منتهى « 1 » ، نخست فتوى داده به اينكه : تنجيم حرام است ، فراگيرى علم نجوم همراه با اعتقاد به اينكه همين نجوم مستقلّ در تأثير بوده يا جزء العلّة المؤثر هستند ، و در خير و شر يا نفع و ضرر نقشى دارند ، نيز حرام است . سپس فرموده :
و بالجمله : هركس معتقد باشد كه ميان حركات نفسانيّه [ مريضى و سلامتى و . . . ] و حركات طبيعيّه [ از قبيل سيل - زلزله و . . . ] با حركات فلكيّه و اتصالات كوكبيّه رابطه وجود دارد و اين اوضاع فلكيه است كه در آن حوادث دخيل هستند ، چنين كسى كافر است .
ج : مرحوم شهيد اوّل در قواعدش « 2 » فرموده : هر انسانى كه در رابطه با كواكب و ستارگان معتقد باشد كه آنها مدبّر اين عالم و به وجود آورندهء حوادث ارضيه هستند ، بلاشك چنين كسى كافر است .
هامش
( 1 ) منتهى ج 2 ص 1014 .
( 2 ) قواعد و فوائد ج 2 ص 35 .