عادت الهى و سنّت خداوندى بر اين جارى شده است كه نزد فلان وضع فلكى و حركت فلان ستاره ، فلان حادثه را مستقيما ايجاد مىكند بدون كمترين ربطى و تأثير و اقتضائى از سوى اين وضع فلكى [ صرفا عادت الهى بر اين جارى شده ] چنين كسى سالمتر از كفر و شرك و خطا است .
مرحوم شهيد هم در دروس « 1 » فرموده : اگر منجّمى اين گونه اخبار كند كه اين خدا است كه در هنگام فلان وضع فلكى ، فلان حادثه را انجام مىدهد [ نه اينكه فلك و تأثير يا اقتضاى او باشد . ] چنين اخبارى حرام نيست اگرچه مكروه است .
[ نكته : به نظر مىآيد كه قول مصنف ولو حكم بالنجوم . . . با اعتقادات و مبانى شيعه مناسبتر باشد از قول مصنف : ولو اخبر بالحوادث . . . كه با مبانى أشاعره مناسبتر است و آنها طرفدار عادت الله هستند . ]
قوله : الرابع : مقام چهارم از چهار مقام بحث در رابطهء با تنجيم مربوط به مسئله اعتقادى است ، آنچه تا به حال و در سه مقام قبلى عنوان شد تماما مربوط به مسئلهء فقهى و حكم شرعى اخبار از اوضاع مذكور بود كه فعل جوارحى است ، آيا خبر دادن از اوضاع فلكيه چه حكمى دارد ؟ بلامانع است .
اصل اخبار از حادثات ارضيّه هم به استناد تجارب كسب شده ، بلامانع است .
و امّا اخبار از اينها على نحو الاستقلال يا جزء العلّة بودن منع شد كه روايات را ديديم .
حالا در مقام رابع ، بحث از اصل اعتقاد است كه شخص قلبا معتقد باشد كه ميان حركات فلكيّه ، با كاينات يعنى حوادث ارضى رابطه وجود دارد ، آيا نفس
هامش
( 1 ) دروس ج 3 ص 165 .