شده مبنى بر اينكه فلان روز نحس است و خود روايات دستور دادهاند : كه نحوست آنها را با صدقه دادن دفع كنيد « 1 » ، يعنى اين روز مقتضى است نه علّت تامّه ، و صدقه اگر آمد مانع شده و جلو تأثير مقتضى را در نحوست و شومى مىگيرد .
قوله : الّا انّ : حكم به نجوم به نحو مذكور [ اوضاع فلكى را مقتضى دانستن و ارادهء خدا را برتر و بالاتر دانستن و محو و اثبات را به يد او دانستن ] موجب كفر نيست و اخبار ناهيه آن را شامل نيست .
منتهى جواز چنين حكمى در گرو جواز اعتقاد مذكور است يعنى اگر شرعا و عقلا اعتقاد به مقتضى بودن اجرام علويّه در حوادث سفليّه و ارضيّه ، جايز باشد پس حكم و اخبار به اين نحو هم بلامانع است ، ولى اگر اعتقاد مذكور ممنوع شد ، بدنبالش حكم مذكور هم ممنوع خواهد شد .
و به زودى خواهد آمد كه مشهور . چنين اعتقادى را منكر شده و آن را موجب كفر دانستهاند [ در الثانى يا الثالث از وجوه اربعهء اعتقاد به ربط خواهد آمد . ] اگرچه برخى از قبيل مرحوم فيض كاشانى « 2 » آن را جايز شمردهاند .
و بر مبناى مشهور مىگوئيم : وقتى اعتقاد مذكور جايز نبود پس حكم مذكور هم جايز نخواهد بود . [ رأى مرحوم شيخ تبعا لشيخنا الشهيد اين خواهد شد كه چنين اعتقادى كفر نيست ولى خطا است و بر ما ثابت نيست كه چنين ربطى ميان اوضاع فلكى و حادثات ارضى وجود داشته باشد . ]
قوله : و لو اخبر : اگر منجّمى در نجوم مطالعه كرده و بعد اين گونه از حوادث خبر دهد كه
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 8 ص 272 باب 15 من ابواب آداب السفر .
( 2 ) وافى ج 1 ص 507 - 508 باب 50 ، ابواب معرفة مخلوقاته و افعاله سبحانه .