تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
ارضى است . بلكه به اين شكل كه مقتضاى فلان وضع فلكى و فلان اتصال و ارتباط كوكبى ، و فلان حركت ستارگان و . . . ، عبارتست از فلان حادثه ارضى ، كه وضع فلكى مقتضى و حادثهء ارضى مقتضاى آن باشد . [ همانگونه كه ميان نار و احراق ، شمس و ضياء و . . . رابطه وجود دارد و نار مقتضى حرارت است و . . . ] امّا در عين حال خدا است كه آنچه را بخواهد محو و نابود مىسازد و آنچه را كه بخواهد اثبات و ايجاد و ابقاء مىكند . [ و بقول قرآن :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ .
] يعنى اگر خدا بخواهد اين اقتضاء را از آن جرم فلكى مىگيرد [ همانگونه كه احراق را از نار مىگيرد و . . . ] حال اگر كسى چنين اعتقادى داشته باشد و براساس آن چنان حكمى بكند [ كه فلان وضع فلكى ، موجب فلان حادثه ارضى شد ] اين نيز مانند كسى است كه نظر مىكرد ولى حكم و قضاوت نمىكرد ، يعنى اينهم مشمول اخبار ناهيه [ از تعلّم نجوم و نظر در آنها و حكم برطبق آنها ] نيست . زيرا كه اخبار ناهيه آنجاهائى كه حكم بر سبيل بتّ و جزم باشد را شامل مىشوند و ظهور در اين مورد دارند كه انسان به ضرس قاطع بگويد : حتما مقتضاى فلان وضع فلكى فلان حادثهء ارضى است ، و عليت تامّه در كار است و حتى مشيّت الهى هم نمىتواند جلوگير باشد . و خلاصه اينكه استقلال در تأثير را محكوم مىكنند نه به اين صورت كه مؤثر اعظم خدا است و محو و اثبات بدست او است . و شاهد بر اينكه مورد اخبار ناهيه ، صورت حكم على سبيل البتّ است اينكه : در روايات اين گونه تعبير مىكرد : فمن صدقك فقد استغنى . . . يعنى هركس تو را تصديق كند از خداوند كمكهاى او در رابطه با دفع بليّات و . . . مستغنى شده است و اين در صورتى است كه حكم بتّى داشته باشد و الّا استغناء عن الله مفهوم پيدا نمىكند . و ما نحن فيه نظير رواياتى است كه در رابطهء با نحوست ايّام و روزها وارد