تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
قوله : و منه : ضمنا از مطالب مذكور وجه النظر در كلام كاشف اللثام هم كه قبلا آورديم روشن مىشود زيرا كه مطلق شبيه شدن مصنوعات بشرى به مخلوقات الهى كه مانعى ندارد بلكه با قصد حكايتگرى ايراد دارد و سازندهء پيراهن قصد حكايتگرى ندارد . قوله : ثم انّ : در عنوان مسئله آمده بود : تصوير صور . . . حرام است ، معناى تصوير روشن شد كه ايجاد صورت [ مجسمه يا بدون آن ] باشد امّا ميزان در صورت چيست ؟ آيا ملاك صورت و هيكل كامل يك موجود است بدون هيچ نقص و كاستى ؟ يا بعض اجزاء هم در حكم كلّ است ؟ مقدّمه : بلااشكال در عناوين مأخوذه در لسان دليل در متعلق يا موضوع حكم ، دقت عقلى ملاك نيست زيرا كه خطابات منزّل بر عموم و مخاطب به آنها عرف عام هستند ، امّا از اين كه بگذريم در قدم اوّل مرجع ما خود شريعت مىباشد يعنى بايد حدود هرعنوانى را از شرع مقدّس بگيريم . و اگر شارع مقدّس معيارى عرضه نكرده بود نوبت به فهم عرفى مىرسد و ملاك نظر عرف است . با اين مقدمه مىگوئيم : ما نحن فيه از اين قبيل است يعنى روايات بطور مطلق فرمود : من صوّر صورة . . . يا من مثل مثالا . . . . امّا آيا فقط صورت و مثال كامل منظور است ؟ يا ناقص را هم شامل مىشود ؟ بيان نكرده ، پس بايد به عرف و عقلاء و مخاطبين به اين خطابات مراجعه كنيم . و به نظر مرحوم شيخ رأى عرف اينست كه : صورت يك موجود كامل و تام باشد ، و اين را مسلّم و مفروغ عنه گرفته و مىفرمايند : اگر ملاك عرف است پس نقص برخى از اعضاء از قبيل نداشتن يك گوش مثلا قادح نيست و مانع از حرمت