كيفيت استشهاد ، و وجه اظهريّت : در روايت به ماه و خورشيد مثال زده شده و از حكم تصوير آنها پرسش شده و اين خود قرينه است بر اينكه مراد سائل مجرّد النقش باشد [ و در همين مورد امام از تصوير حيوانات منع نموده است ] چرا كه متعارف نقاشى كردن ماه و خورشيد و كشيدن عكس آنها است و كسى مجسّمه اجرام سماوى را كه نمىسازد [ بويژه در آن ازمنه . ]
6 - آخرين روايت اينست كه امام ( ع ) فرموده :
« من جدّد قبرا او مثّل مثالا فقد خرج عن الاسلام » « 1 »
[ در فراز اوّل كه از محلّ بحث ما خارج است چهار احتمال وجود دارد :
1 - مراد از تجديد قبر ، تعمير آن و كاهگل كردن آن باشد پس از خراب شدن كه اين مكروه است .
2 - مراد از تجديد قبر ، نبش قبر باشد كه حرام است ، يا قتل نفس باشد كه موجب حفر قبر سابق و تجديد آن و احداث قبر جديد مىشود .
3 - اصلا عبارت جدّد با جيم نباشد بلكه حدّد با حاء باشد .
4 - اصلا جدّد يا حدّد نباشد بلكه جدث باشد . ]
و امّا فراز دوّم كه محلّ شاهد باشد مىفرمايد : هركسى مثال و تمثال چيزى را تمثيل كند و ايجاد نمايد از دين اسلام خارج شده [ و همين تعبير دليل بر تحريم آنست . ] ضمنا اطلاق حديث مجسّمهسازى و مجرّد نقش را مىگيرد و هو المطلوب .
قوله : فانّ المثال : گويا كسى به مرحوم شيخ اعتراض مىكند كه حديث تعبير به مثال و تمثال كرده و شايد مراد مجسمهسازى باشد ، شيخ در جواب معتقد است كه مثال و تصوير مترادفان هستند و همانطورى كه تصوير اطلاق دارد و مجرّد النقش را هم
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 2 ص 868 باب 43 من ابواب الدفن ، حديث اوّل