مىشمردند مىفرمايند : و صنعة صنوف التصاوير ، يعنى ساختن انواع و اقسام تصويرها و شكلها حلال است مادامىكه مثال و شكل روحانى [ ذى الروح ، مطلق حيوانات ] نباشد ، مفهومش اينست كه : پس اگر مثال حيوانات بود جايز نيست ، و هو المطلوب . باز اطلاق دارد و بدون تجسم را هم شامل است .
[ البته ممكن است كسى بگويد : كلمهء صنعت ظهور در مجسّمهسازى دارد . ]
4 - چندين روايت داريم به اين مضمون كه ائمه ( ع ) فرمودهاند :
هركسى در دنيا صورت و هيئت و شكل موجودى از موجودات را به تصوير بكشد ، فرداى قيامت خداوند او را مكلّف خواهد ساخت به اينكه در اين صورت روح بدمد ، و او دمنده نيست « 1 » [ يعنى نمىتواند چنين كارى بكند و در نتيجه كيفر مىشود و از همينجا حرمت مستفاد است . ] اين حديث هم صدرش اطلاق دارد و هرصورتى را مىگيرد اعمّ از مجسّمهسازى يا مجرّد النقش .
قوله : و قد يستظهر : بعضىها از حديث مذكور حرمت مجسّمهسازى را استظهار كرده و گفتهاند : اين عدّه از روايات مخصوص مجسّمهسازى است ، به اين بيان : اگر چه صدر حديث اطلاق دارد و مجرّد نقش را هم مىگيرد ولى ذيل آن به نفخ روح در صورت ، تعبير كرده و نفخ روح بدون جسم نخواهد بود ] فاذا سويته و نفخت فيه من روحى . . . يعنى اوّل تسويه و مستوى الخلقه كردن و جسم دادن است و سپس نفخ روح ] زيرا كه روح بايد بر بدنى حلول كند و يا از دامن بدن براساس حركت جوهرى پديد آيد و اين قرينه است بر اينكه منظور از صدر حديث صورت مجسّمهاى باشد نه مطلق پس به درد شما نمىخورد .
قوله : و ارادة :
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 220 باب 94 حديث 6 و 7 و 8 و 9 .