كه : امام سر برداشت و نگاهى به تصوير شيرى كه بر روى پرده بود افكند و فرمان داد : يا اسد الله خذ عدو اللّه ، و در يك طرفة العين آن مرد ساحر را نابود كرد .
3 - چه مانعى دارد كه صدر حديث مطلق باشد و ذيل آن كه سخن از نفخ روح است به ملاحظهء خود اجزاء رنگ باشد كه آنها جسم لطيف هستند و مقصود شما هم تأمين مىشود كه نفخ روح بدون جسم معقول نيست ، و لازم نيست حتما جسم خشن و زبرى مثل مجسّمهء سنگى و چوبى و فلّزى باشد ؟
حاصل اينكه : صدر حديث مطلق است و تصوير بدون تجسّم را نيز مىگيرد ، و ذيل آن هم با تعبير خاصى كه دارد قرينه بر تقييد صدر به صورت مجسّمهسازى نمىشود روى يكى از سه وجه و احتمالى كه داديم .
دو نكته : 1 - ولو ذيل قرينيتش محرز نشد ولى مما يصلح للقرينيّة هست و باعث اجمال صدر مىگردد .
2 - صوّر صورة از نظر اصطلاح و فنّ اصولى مطلق است نه عام پس تعبير به تخصيص وجيه نيست و تقييد انسب است . ]
5 - قوله : و اظهر : چهارمين روايت و روشنترين آنها از حيث دلالت بر تحريم مطلق تصوير و لو مجسّمه نباشد ، روايت صحيحهء محمد بن مسلم است : راوى گويد از امام صادق ( ع ) پرسيدم :
نظر مبارك شما پيرامون تمثالهاى درختان و خورشيد و ماه چيست ؟ آيا به تصوير كشيدن آنها جايز است يا خير ؟ امام ( ع ) در جواب فرمودند بطوركلى تصوير اشياء و موجودات اشكالى ندارد مادامى كه تصوير فردى از افراد حيوان يا عضوى از اعضاء آن نباشد . « 1 »
[ مفهوم كلام اينست كه اگر تصوير حيوانات بود اشكال دارد . ]
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 220 باب 94 حديث 3