تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
وشم الخدود كه تدليس نشد ، آرى اگر مثالى براى تدليس مىخواهيد به نظر ما موارد زير از مصاديق تدليس هستند و غالبا به اين منظور انجام مىگيرند : 1 - دستها يا پاها را با خالهاى سياه خالكوبى و منقوش ساختن كه غالبا هدف از اين كار اينست كه بيننده را دچار اشتباه كرده و سفيدى و صفاى بدن را نمايانتر سازد . 2 - خط سياه باريكى بالاى ابروها كشيدن ، ابروها را با خال سياهى كه بين دو ابرو ايجاد مىكند بهم متصل كردن به‌منظور طولانىتر و كمانى بودن ابرو و . . . اينها از مصاديق تدليس است . چون غالبا اين كارها به منظور خاص تدليس انجام مىگيرد و لذا حرام است . قوله : ثمّ انّ : تابحال فرمودند : خالكوبى - وصل الشعر - خط اسود فوق الحاجبين و . . . از مصاديق تدليس است ، حال مىفرمايند : ملاك در تدليس عبارتست از : مجرّد حصول رغبت ، يعنى ماشطه‌كارى بكند كه خواستگار يا خريدار را به ميل و رغبت واداشته و انگيزهء اقدام به خريدن يا نكاح را در او ايجاد كند ، و به‌مجرّد اين تدليس صادق است ، و در اين جهت لا فرق ميان صورت جهل و صورت علم . بيان ذلك : خريدار يا خواستگار از دو حال خارج نيست . 1 - جاهل است به اينكه اين تزئينات ظاهرى و دروغين بوده و تدليس است و خيال مىكند كه واقعا زن داراى چنان محسناتى است . 2 - عالم است به اينكه اين كارها ، ظاهرى و ساختگى و بدست ماشطه است و طبيعى نيست . حال لا فرق ميان دو فرض مذكور ، زيرا كه در صورت علم هم اى چه‌بسا با ديدن آن جمال در اقدام خويش راغب مىشود و ملاك تدليس هم همين است .