نبوى ( ص ) را نيز بر يكى از دو امر مذكور حمل مىكنيم .
نتيجه اينكه : نبوى در ما نحن فيه كه غير مقام تدليس باشد ، بر حرمت امور مذكوره دلالت نكرد بلكه حداكثر كراهت آنها را مىرساند .
قوله : نعم : در مورد زينتهاى مذكور و از جمله خالكوبى براى زنان به اين نتيجه رسيديم كه : حرام نيست و صرفا مكروه است ، حال در مورد خالكوبى اطفال و كودكان كار مشكل مىشود .
بيان ذلك : بحثى است كه آيا در مورد اطفال ، خالكوبى كردن هيچ مصلحتى ندارد و صرفا تدليس و اظهار شدّت سفيدى و صفا و طراوت بدن مىباشد كه بوسيلهء خالكوبى و ايجاد نقطهء سبز در گوشهاى از بدن ، ساير قسمتها سفيدتر نمايان مىشود ؟ يا در آنجا نيز خالكوبى داراى مصلحت حلالى است كه همان زينت باشد ؟ بنابر مبناى اوّل كه هيچ مصلحت اهمّ حلالى نداشته باشد بايد گفت : خالكوبى اطفال حرام است ، چرا كه ايذاء و اذيت كردن آنها است آن هم بدون جهت شرعى حلال و لذا كار مشكل شد [ چون تابهحال كراهت را ثابت مىكرديم ولى اين بيان حرمت را مىرساند . ]
ولى مرحوم شيخ مىفرمايد : انصاف اينست كه خالكوبى كلا چه در مورد اطفال و چه بزرگسالان ، تدليس محسوب نمىشود تا حرام باشد يعنى چنين نيست كه آنچه را واقعا زن ندارد نشان بدهد و موجب اشتباه گردد بلكه نوعى زينت است و زينت كه در مورد اطفال مرسوم است و از قبيل سوراخ كردن گوشها و بينى اطفال است برحسب عرف و عادت كه زينت مىدانند و اگر اين شد بايد گفت وشم الخدود در اطفال اگرچه ايذاء آنها است ولى ايذاء براى مصلحت حلال است و نظير ايذاء للتأديب و يا لطلب العلم است و مانعى ندارد .
قوله : نعم مثل :
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 462
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٦٢