نخواهند بود و حداكثر مكروه هستند .
قوله : و لعله اولى : اين جمله جواب يك شبهه است :
امّا اشكال : ما دو حديث متعارض داريم : يكى روايت نبوى كه ظهور در حرمت اين چهار امر دارد .
و ديگرى روايت سعد اسكاف كه به عمومش ظهور در جواز اين كار در مقام زينت دارد ، حال شما به بركت روايت سعد از حديث نبوى رفع يد كرده و آن را توجيه و بر خلاف ظاهرش حمل كرديد ، كسى را رسد كه عكس كرده و به بركت حديث نبوى از عموم روايت سعد رفع يد كرده و آن را با اين چهار امر تخصيص بزند و بگويد : لا بأس بما تزيّنت الّا در اين چهار مورد چرا حمل و توجيه نبوى را اختيار كرديد نه تخصيص روايت سعد را ؟
و امّا جواب : شيخ مىفرمايند : حمل روايت نبوى بر كراهت اولى از تخصيص روايت سعد به اين امور است وجه اولويت را بيان نمىكنند ولى امورى محتمل است .
1 - چون حمل نهى بر كراهت شايع است لذا اولويّت دارد . ولى تخصيص هم شايع است .
2 - چون الاصل عدم التخصيص ، لذا حمل مذكور اولى است . ولى الاصل عدم الحمل ايضا .
3 - چون تخصيص روايت سعد تخصيص اكثر مىشود زيرا اكثر زينتها به همين چهار چيز است . و تخصيص اكثر قبيح است و لذا اين حديث آبى از تخصيص و كالنّص است و مقدم بر حديث نبوى ، و موجب توجيه آنست .
4 - چون ظهور كلمهء لعن در تحريم خيلى قرص و محكم نيست زيرا لعن و نفرين طلب بعد و دورى از خدا است و فاعل مكروه هم به اندازهء مبغوضيت
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 460
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٦٠