تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
نخواهند بود و حداكثر مكروه هستند . قوله : و لعله اولى : اين جمله جواب يك شبهه است : امّا اشكال : ما دو حديث متعارض داريم : يكى روايت نبوى كه ظهور در حرمت اين چهار امر دارد . و ديگرى روايت سعد اسكاف كه به عمومش ظهور در جواز اين كار در مقام زينت دارد ، حال شما به بركت روايت سعد از حديث نبوى رفع يد كرده و آن را توجيه و بر خلاف ظاهرش حمل كرديد ، كسى را رسد كه عكس كرده و به بركت حديث نبوى از عموم روايت سعد رفع يد كرده و آن را با اين چهار امر تخصيص بزند و بگويد : لا بأس بما تزيّنت الّا در اين چهار مورد چرا حمل و توجيه نبوى را اختيار كرديد نه تخصيص روايت سعد را ؟ و امّا جواب : شيخ مىفرمايند : حمل روايت نبوى بر كراهت اولى از تخصيص روايت سعد به اين امور است وجه اولويت را بيان نمىكنند ولى امورى محتمل است . 1 - چون حمل نهى بر كراهت شايع است لذا اولويّت دارد . ولى تخصيص هم شايع است . 2 - چون الاصل عدم التخصيص ، لذا حمل مذكور اولى است . ولى الاصل عدم الحمل ايضا . 3 - چون تخصيص روايت سعد تخصيص اكثر مىشود زيرا اكثر زينتها به همين چهار چيز است . و تخصيص اكثر قبيح است و لذا اين حديث آبى از تخصيص و كالنّص است و مقدم بر حديث نبوى ، و موجب توجيه آنست . 4 - چون ظهور كلمهء لعن در تحريم خيلى قرص و محكم نيست زيرا لعن و نفرين طلب بعد و دورى از خدا است و فاعل مكروه هم به اندازهء مبغوضيت