ب : مطلقه كه روايت سوّم بود و بقول مطلق واصله و مستوصله را لعن كرد .
2 - اخبار كراهت ، كه يك روايت بود و آن روايت عبد الله بن الحسن .
3 - اخبار جواز و اباحه ، كه يك روايت بود و آن حديث سعد اسكاف بود .
حال ما هستيم و سه دسته روايات و برحسب ظاهر با يكديگر متعارضان هستند ، دستهاى بر حرمت وصل و وشم و . . . دلالت دارند و عدّهاى بر جواز اينها ، چه بايد كرد ؟ حلّ تعارض به چيست ؟
در اينجا فقهاء هركدام به سليقه و ممشاى فقهى خودشان راهحلّى را پيشنهاد كردهاند .
مرحوم شيخ انصارى از نظر سند روى اخبار كار نكرده و مستقيما به سراغ دلالت رفته و ميان اينها جمع دلالى انجام دادهاند ولى محشّين مكاسب از قبيل مرحوم سيّد و مرحوم ايروانى و . . . روى سند اخبار حرمت هم كار كردهاند .
فرمايش شيخ ره اينست كه : دو دسته روايات متعارضه داريم ، و الجمع مهما امكن اولى من الطرح ، و وجه الجمع ايشان اينست كه : ما اخبار منع و حرمت را بر كراهت حمل مىكنيم و كل مكروه جايز ، سپس با اخبار المنع منافاتى نخواهند داشت .
با اين توضيح كه وصل مطلق الشعر فقط داراى كراهت است ، و وصل شعر مرئه به مرئه ديگر كراهت اكيده و شديده دارد . [ دليلى بر اين وجه الجمع نمىآورند ولى شايد مراد اين باشد كه : اخبار منع ، ظهور در حرمت دارند چون صيغهء لا تفعل و مادّهء لعن اين گونه هستند ، و اخبار جواز ، اظهر يا نصّ در جواز هستند . چون لا بأس دارد و قانون اينست كه : يقدّم الاظهر على الظاهر ، يقدم النص على الظاهر ، و لذا ما اخبار الجواز را مىگيريم و به جواز اين امور فتوى مىدهيم و اخبار منع را بر خلاف ظاهر « يعنى كراهت حمل » مىكنيم . ]
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 458
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٥٨