ولى خوشبختانه اين مهمّ نيست زيرا عمومات تجارت ، اوفوا بالعقود ، عمومات صلح - هبهء معوضه و . . . اين گونه اشياء را مىگيرد و به بركت اين عمومات حكم به جواز معاوضه بر اين اشياء مىنمائيم .
قوله : و منه يظهر : حالا كه ضابطه را در جواز بيع دريافتيم مىگوئيم :
آيا خريد و فروش درندگان جايز است يا نه ؟ اگر قابل تذكيه نباشند [ يعنى ولو با شرائط شرعى هم سر بريده شوند پاك نمىشوند و بلكه ميته مىباشند ] كه بيعشان جايز نيست و داخل در معاوضه بر ميته مىشوند كه در النوع الاوّل بحث شد . ولى اگر قابل تذكيه باشند [ كما هو المشهور ] بنابراين ، بيع سباع جايز خواهد بود ، زيرا كه از پوست آنها ميتوان خيلى استفاده برد ، و در جهت پوشاك و غيره كاملا قابل انتفاع هستند ، پس منعى از بيع آنها نيست ، ازقضا در برخى از روايات ، به برخى از درندگان از قبيل پلنگ - روباه و . . . تصريح شده و استفاده از پوست اينها تجويز شده است [ بلكه به فرمايش مرحوم سيّد در حاشيه ص 14 : در دو روايت موثّقهء سماعة به استفاده از جلود همهء سباع تصريح شده است . ]
پس استفاده از پوست اينها جايز است ، و نيز استفاده از پى و چربى بدن آنها جهت صابونسازى روغن چراغ ، استفاده در صناعات گوناگون ، و نيز استفاده از استخوان درندگان بلامانع است ، پس تمام اينها چون داراى منافع حلال متعارف هستند بيعشان جايز است . آرى استفاده از گوشت درندگان جايز نيست [ چون ولو قابل تذكيه و طاهر باشند ولى مأكول اللحم نيستند ] و در نتيجه بيع آن هم صحيح نيست اگرچه آن هم يك منافع حلال نادر و ناچيزى دارد امّا اينها ملاك نيست ، مثلا مىتوان از آن در جهت اطعام كلاب محترمه [ سگ شكارى - سگ گله و باغ و زراعت ، در برابر كلب هراش كه چون ولگرد و بىكار و بيعار است
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 440
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٤٠