و نيز فرموده : گرچه در جاى خود براى يكايك اين اشياء خواصى و منافعى بيان شده [ كه مثلا مار داراى چه خواصى است ؟ عقرب چه فوائدى دارد ؟ . . . ] ولى با همهء اينها ، اشياء مذكور ماليّت نداشته و بيع و شرائشان صحيح نيست . [ ذيلا مرحوم شيخ اين جمله را نيز نقد خواهند كرد . ]
سپس فرموده : عقيدهء شافعيه از اهل سنت نيز همين است كه اين اشياء ماليت ندارند و معاوضه ندارند مرحوم شيخ مىفرمايند : اينكه علّامه از علماء شيعه نقل خلافى نكرد و فقط فرمود از علماء عامّه هم شافعى اين نظر را دارد ، ظاهر اين بيان آنست كه عند الاماميه مطلب اجماعى است .
[ نكته : قبل از نقل عبارت علّامه ، فرمودند : و يشعربه . . . و بعد از نقل عبارت ، فرمودند : و ظاهر اين دو تعبير از نظر فنّى تناسب ندارند . ]
قوله : و ما ذكره : در اين فراز مرحوم شيخ به تجزيه و تحليل كلام علّامه در تذكرة و در حقيقت نظريّهء مشهور مىپردازند : اصل كبراى كلى را كه علّامه و ديگران آوردهاند ما هم قبول داريم و آن اينكه : هر چيزى كه ماليت نداشته باشد ، جواز بيع هم ندارد [ و در كتاب البيع در بخش شروط عوضين خواهد آمد كه : از شرائط مسلّم صحت معامله ، ماليّت ثمن و مثمن است . ]
ولى بحث ما با مشهور در صغراى مطلب است ، يعنى در موارد و مصاديقى كه بهعنوان اشياء غير ماليّتدار ذكر كردهاند [ از قبيل مسوخ - سباع - طيور - حشرات و . . . ]
و بيان اشكال را از زبان مرحوم فاضل قطيفى در ايضاح النافع « 1 » مىآوريم [ كه نيك از عهدهء مطلب برآمده ] وى فرموده : اصحاب و فقهاء شيعه وقتى اين باب [ نوع ثالث ] را عنوان مىكنند ، بر سبيل عادت اشياء معيّنى را بهعنوان
هامش
( 1 ) ايضاح النافع را نيافتيم ولى مفتاح الكرامه ج 4 ص 40 ، از او نقل كرده است .